سخن است ( به مقصود ) و همچنين هر چه را كه تو بطلبى و ندانى آن را بدست مى آورى يا نه آن ظنون است ، و بر اين معنى است گفتار اعشى ( از شعراى بنام زمان جاهليّت كه عرب بشعر او تغنّى مى نموده و سرود مى خوانده ) :
ما يجعل الجدّ الظّنون الّذى * جنّب صوب اللّجب الماطر
مثل الفراتىّ إذا ما طما * يقذف بالبوصىّ و الماهر
يعنى قرار نمى شود داد چاهى را كه گمان مى رود آب دارد يا نه و دور است از آمدن باران صدا دار ريزان بمانند آب فرات هنگام طغيان كه ( بسبب بسيارى آب و موجهاى پى در پى ) كشتى و شناور ماهر را از پا در آورد ( اين بيان مانند مثل است براى برابر نبودن بخيل و زفت با كريم و بخشنده ) و جدّ بمعنى چاه كهنه است در بيابان و ظنون چاهى است كه دانسته نشود آب دارد يا نه .
7 - در گفتار آن حضرت عليه السلام است ( هنگامى ) كه آن بزرگوار لشگرى را بدرقه نموده آنها را بجنگ مى فرستاد ( اندرز مى داد ) و مى فرمود
: 1 - آنچه مى توانيد از زنها دورى كنيد ( سيّد رضىّ « رحمه اللّه » فرمايد : ) معنى اين سخن آنست كه ( هنگام جنگ ) از ياد زنها و دل بستن به آنها دورى نمائيد ،