و نابوديها است ( چون اگر شخص در آن كوشيده پافشارى نمايد به معصيت و گناه گرفتار شود ، و اگر از آن چشم پوشد و دست بردارد مغلوب و مظلوم گردد ، و در هر دو صورت رنج بيند و چنين كس از پرهيزكارى باز مى ماند چنان كه در فرمايش دويست و نودم به اين نكته تصريح شده ، پس سزاوار آنست كه كارى كند كه نزاع و زد و خورد پيش نيايد . سيّد رضىّ « عليه الرّحمة » فرمايد : ) امام عليه السّلام از لفظ قحم نابوديها را اراده نموده است ، زيرا زد و خورد بيشتر اوقات اشخاص را بسختيها و نابوديها مى افكند ، و ( جملهء ) قحمة الأعراب يعنى سختى باديه نشينان عرب ، از آن گرفته شده است ، و مراد اينست كه قحطى و خشكسالى ايشان را دريابد بطوريكه دارائيهاى آنان را از بين ببرد و از چارپايانشان باقى نگذارد مگر استخوان بى گوشت كه معنى نابود شدن دارائيهاشان همين است . و در ( معنى ) قحمة الأعراب جور ديگر هم گفته شده است ، و آن اينست كه قحطى و خشكسالى آنها را به رفتن شهرهاى آباد وامى دارد يعنى خشكيدن بيابان ( نبودن آب و گياه در آن ) ايشان را نيازمند گرداند و وادار نمايد كه به شهر آيند .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1204
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٢٠٤