ايشان نيست جاى پر آب و گياه و گوشهء سبز و خرّمى را قصد كنند ، و رنج راه و دورى يار و سختى سفر و ناگوارى خوراك را بر خود هموار نمايند تا به فراخى سراى خويش و جايگاهشان برسند ، پس از آن سختيها درد و آزارى نمى يابند ، و در صرف اندوختهء ( خويش ) در آن راه غرامت و تاوان نبينند ( آرى رنج و سختى راحت و آسودگى باشد در جائى كه بنده راه او پويد ، و زيان و تاوان سود گردد آن را كه وصال جانان جويد ) و نيست چيزى خوش آيندتر نزد ايشان از آنچه آنها را به منزل و جايگاهشان نزديك نمايد ، 27 و داستان كسى كه فريب دنيا خورد ( و آخرت را نديده انگارد ) چون داستان گروهى است كه در منزل پر آب و گياه و فراوانى نعمت بودند و موافق ( خواست و آرزوى ) آنها نبود آمدند به منزل و جايگاه قحط و تنگى ، و هيچ چيزى نزد ايشان نارواتر و سختتر نيست از جدائى جائى كه در آن بودند آنگاه كه ناگهان بجاى نو رسيده و بسوى آن مى آيند
قسمت دهم نامه
28 اى پسرك من ، در آنچه بين تو و ديگرى است خود را تراز و قرار ده ، پس براى ديگرى