تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 918

مساهمون:

ص٩١٨
در روز رستخيز ، و بر آنچه خواسته از آنچه نمى دانيم ، 20 پس اگر چيزى از امور بر تو مشكل شد ( نپندار كه از روى حكمت و مصلحت نبوده ، بلكه ) آن را بر نادانى خود به آن پندار ، زيرا تو در نخستين بار آفرينشت نادان بودى پس دانا شدى ، و چه بسيار است چيزى كه تو به ( حكمت و مصلحت ) آن نادانى و انديشه‌ات در آن سرگردان بوده ، و بينائيت در آن گمراه است ، پس از آن به آن بينا گردى ، پس چنگ زن به ( ريسمان رحمت ) ايجاد كننده و روزى بخشنده و آفرينندهء اندام زيبايت ، و بايد پرستش و بندگيت براى او ، و رو آوردنت به او ، و ترست از او باشد .

قسمت هفتم نامه

21 و بدان اى پسرك من ، كسى خبر نداده از خدا چنان كه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، خبر داده است ، پس او را پيشرو ( سعادت و نيكبختى ) خود دانسته ، و پيشواى نجات و رهائى ( از عذاب و سختيها ) قرار ده ، و من از نصيحت و اندرز داده به تو ( در اين باب ) كوتاهى نكردم ، و تو هرگز در فكر و انديشهء براى ( سود ) خودت به پايهء فكر و انديشهء من براى تو - هر چند سعى و كوشش نمائى - نمى رسى .