قسمت پنجم نامه
16 و بدان اى پسرك من بهترين آنچه تو از وصيّت من فراگيرى پرهيزكارى و ترس از خدا است ، و اكتفاء كردن به آنچه خدا به تو واجب گردانيده ، و فرا گرفتن آنچه بر آن گذشتهاند پيشينيانت از پدران و خويشاوندان نيكويت ( مانند ابو طالب ، و حمزه سيّد الشّهداء و جعفر طيّار ) زيرا ايشان انديشهء بينائى خود را ترك نكردند ( در خود نگريسته سعادت و نيكبختى را يافتند ) چنان كه تو در فكر و انديشهاى ، پس در نتيجه انديشه آنان را به فرا گرفتن آنچه شناختند و باز ايستادن از آنچه مكلّف نشده بودند وارد ساخت ( آنچه بر ايشان آشكار گشت باور داشته طبق آن رفتار نمودند ، و از آنچه مشتبه و نامعلوم ماند دورى گزيدند ) 17 پس اگر نفس تو سرباز مى زند از اينكه آنچه خويشاوندان تو بر آن گذشتند بپذيرد بدون آنكه بداند همچنانكه آنان دانستند بايد خواست تو در آن طلب فهم و تحصيل علم و دانائى باشد نه اينكه در شبهات ( سخنان درهم و برهم ) افتاده در جدل و زد و خوردها فرو روى ( اگر نمى خواهى طبق روش پيشينيان رفتار كنى به سخنان گوناگون و كردار گمراهان و گمراه كنندگان اعتناء مكن ، بلكه احتياط و خوددارى را از دست نداده تلاش و جستجو كن تا خود حقيقت را بدست آورى ) و پيش از نظر و انديشهء در آن ابتداء كن بكمك خواستن از خداى خود ، و برو آوردن به او براى كامروا شدن خويش و تبرك هر بدى كه ترا در شكّ و شبهه اندازد ، يا به ضلالت و گمراهى رساند ، 18 پس هرگاه باور كردى كه دلت صاف و پاك گشته و فروتن و فرمانبردار است ، و انديشهات كامل گرديده و ( از پراكندگى دور و ) گرد آمده ، و كوشش تو در آن بيك قصد باشد ، بنگر و انديشه كن در آنچه براى تو ( در اين وصيّت نامه )