بيعت كردند
( حضرت او و يارانش را به بيعت نمودن خود امر مى فرمايد ) و اين نامه را ( ابو عبد اللّه محمّد ابن عمر ) واقدىّ ( كه از علماى بزرگ و شيعى مذهب و از اهل مدينه منورّه بوده و در بغداد به سال دويست و هفت هجرىّ از دنيا رحلت نموده ، و واقد نام جدّش مى باشد ) در كتاب جمل بيان كرده است : 1 - از بندهء خدا علىّ امير المؤمنين بمعاوية ابن ابى سفيان : پس از حمد خدا و درود بر پيغمبر اكرم ، بعذر من در ( بارهء مماشات و سهل انگارى با ) شما آگاهى و دورى كردنم را از ( دعوت ) شما ( پيش از اين به بيعت با من ) ميدانى تا اينكه واقع شد آنچه ( كشته شدن عثمان يا واقعههاى ديگر پيش از آن ) كه چارهاى نداشت و جلوگيرى براى آن نبود ، و داستان دراز و سخن بسيار ( گفتن آنها را مجال نيست ، يا چشم پوشى از آن سزاوار ) است ، و گذشت آنچه گذشت ، و آمد آنچه آمد ( دورهء خلفاى پيش گذشت و روزگار خلافت بحقّ رسيد ) 2 - پس از كسانى كه نزد تو هستند ( برايم ) بيعت بگير و خود در گروهى از يارانت به نزد من بيا ، و درود بر شايستهء آن .
76 - از وصيتهاى آن حضرت عليه السلام است بعبد الله ابن عباس هنگاميكه او را بر بصره جانشين خود گردانيد
( در آن او را به مهربانى با مردم و دورى از خشم اندرز مىدهد ) :