و به جهت سرزنش ، سرزنش كننده و خشم ، خشم گيرنده و خوار ساختن و دشنام دادن گروهى گروه ديگر را پيمانشان را نشكنند ( اگر بعضى از نادانان اين دو قبيله يا ديگرى ايشان را خوار ساخت و بى آبروئى بار آورد يا دشنام داد نبايد آن را سبب نقض عهد و پيمان شكنى قرار دهند ) بر اين عهد نامه حاضر و غائب و كم خرد و دانا و بردبار و نادانشان پايدارند ، 3 - پس به اين عهد نامه پيمان خدا بر ايشان بر قرار گشت كه ( بر آن پايدار باشند ، زيرا ) از پيمان خدا سؤال و باز پرسى مىشود ، و ( اين عهد نامه را ) علىّ ابن ابى طالب نوشت ( در بعض نسخ نهج البلاغه علىّ ابن ابو طالب ديده شده و گفتهاند : امام عليه السّلام در مانند آن هم « قرآنهايى كه بخطّ آن حضرت مشهور و در كتاب خانههاى بزرگ موجود است » بواو نوشته با اينكه مضاف اليه مى باشد ، براى آنكه مركّب اضافىّ چون علم شود حكم يك لفظ را دارد ، پس اعراب در وسط آن در نيايد و تغيير داده نشود ) .
75 - از نامههاى آن حضرت عليه السّلام است از مدينه به معاويه در ابتدائى كه مردم با آن بزرگوار