تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1072

مساهمون:

ص١٠٧٢
70 - از نامه‌هاى آن حضرت عليه السلام است بسهل ابن حنيف انصارى كه ( در شرح نامهء چهل و پنجم نيكى او را ياد نموديم ، و او ) از جانب آن بزرگوار بر مدينه حكمفرما بود در بارهء گروهى از اهل آن سامان كه به معاويه ملحق شده بودند ( كه اين پيشآمد را بى اهميّت پنداشته افسرده نشود ) : 1 - پس از حمد خداى تعالى و درود بر پيغمبر اكرم ، به من خبر رسيد مردمى كه نزد تو هستند در پنهانى به معاويه مى پيوندند ، پس با از دست رفتن ايشان و كاستن كمك آنها از تو ( كم شدن لشگر و رعيّتت ) افسردگى به خود راه مده ، بس است براى ( كيفر ) ايشان ( بيمارى ) گمراهى و براى تو از آنها شفا دهنده ( كه از رنج آنان رهائى يافتى ، چون وجود گمراهان خود بيمارى سختى مى باشد در بنيه جمعيّت كه بسا زيان آن سرايت كرده جمعيّت را از هم مى پاشد ، پس گريز آنها در بهبودى جمعيّت از آن بيمارى مؤثّر است ، و اينكه نسبت بهبودى را به حاكم داده براى آنست كه رئيس جمعيّت مانند همهء جمعيّت است ) گريز ايشان از هدايت و رستگارى است ، و شتافتنشان به گمراهى و نادانى ، 2 - و آنان دوستداران دنيا هستند كه به آن با شتاب رو آورده‌اند ، و عدل و درستى را ( از روش ما ) شناخته
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1072 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام