تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
مثلى است اشاره باينكه سود حيوان و جماد از تو بيشتر است ) و كسى كه مانند تو باشد شايسته نيست بوسيلهء او رخنه‌اى بسته شود ، يا امرى انجام گيرد ، يا مقام او را بالا برند ، يا در امانت شريكش كنند ، يا براى جلوگيرى از خيانت و نادرستى بگمارندش ( سزاوار نيست حفظ مرز يا حكومت شهر يا رياست كارى را به تو گزارند ) پس هنگاميكه اين نامه‌ام به تو مى رسد نزد من بيا اگر خدا خواست ( چون آمد امام عليه السّلام او را زندانى نمود ، و صعصعة ابن صوحان كه از نيكان اصحاب امير المؤمنين و از بزرگان قبيلهء عبد القيس بود در بارهء او شفاعت كرده رهائيش داد . سيّد رضىّ فرمايد : ) و اين منذر كسى است كه امير المؤمنين عليه السّلام در بارهء او فرمود : 3 - او به دو جانب خود بسيار مى نگرد ، و در دو برد ( جامهء يمنى پربهاى ) خويش مى خرامد ، و بسيار گرد و خاك از روى كفشهايش پاك مىكند ( مرد متكبّر و گردنكشى است كه به خود و لباسش مى نازد و به آرايش مى پردازد ) .
72 - از نامه‌هاى آن حضرت عليه السلام است بعبد الله ابن عباس ، خدايش بيامرزد ( كه در آن به او پند و اندرز مىدهد ) : 1 - پس از ستايش خداى تعالى و درود بر حضرت مصطفى ، تو بر مرگ خود پيشى نمى گيرى ، و آنچه به تو نمى رسد روزى نگشته ( اختيار مرگت دست تو نيست ، و آنچه نبايد به تو برسد نمى توان بدست