از واجبات خدا در اجتماع مردم با اختلاف هواها و پراكندگى انديشههاشان از بزرگ دانستن وفاى به پيمانها نيست ، و مشركين هم پيش از مسلمانها وفاء بعهد را بين خود لازم مى دانستند به جهت آنكه و بال و بد عاقبتى پيمان شكنى را دريافته بودند ( آزموده بودند ، و مسلمانها بانجام آن سزاوارترند ) 76 - پس بهجامان و زنهارت خيانت نكرده پيمانت را مشكن ، و دشمنت را فريب مده ، زيرا ( پيمان شكنى جرأت و دليرى بر خدا است ، و ) بر خدا جرأت و دليرى نمى كند مگر نادان بد بخت . 77 - و خداوند پيمان و زنهارش را امن و آسايشى كه از روى رحمت و مهربانيش بين بندگان گسترده قرار داده است ( آنان را بمراعات آن امر فرموده تا از هرج و مرج و قتل و فساد رها گردند ) و آن را حريم و پناهگاهى قرار داده كه به استوارى آن زيست كرده در پناه آن بروند ، پس تباهكارى و فريب در آن روا نيست ، 78 - و عهد و پيمانى مبند كه در آن تأويل و بهانه و به كار بردن مكر و فريب راه داشته باشد ( چنان كه با دشمن پيمان بندد كه اسيرانش را آزاد سازد تا لشگرش را از فلان شهر بيرون برد ، چون اسيران را آزاد نمود شهر را ويران كرده خالى كند ) و بعد از برقرارى و استوار نمودن عهد و پيمان گفتار دو پهلو به كار مبر ( توريه و پنهان نمودن قصد در وقتى كه شخص به سوگند خوردن به غير حقّ ناچار گردد تا سوگند به دروغ نخورد بد نيست ، ولى هنگام پيمان بستن و آشتى با گروه روا نيست ، و ادّعاى توريه پذيرفته نگردد ) 79 - و سختى كار كه بايد در آن عهد خدا ( پيمانى كه با ديگرى بستهاى ) را مراعات كنى ترا بدون حقّ به شكستن آن وا ندارد ، زيرا شكيبا بودن تو بر كار سختى كه در پاداش آن آسايش و افزونى اميد دارى بهتر است از حيله و مكرى كه از و بال و كيفر آن و از اينكه از جانب خدا از تو بازخواست شود بطوريكه راهى نداشته در دنيا و آخرت نتوانى عفو و بخشش آن را درخواست نمائى بترسى ( و اينكه پيمان بستن با ديگرى را پيمان خدا ناميده براى تأكيد در مراعات نمودن و تهديد بر شكستن آنست ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1029
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٠٢٩