تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1026

مساهمون:

ص١٠٢٦

قسمت نوزدهم نامه

70 - سپس ( بدان ) حكمرانان را نزديكان و خويشانى است كه به خود سرى و گردنكشى و دراز دستى ( بمال مردم ) و كمى انصاف خو گرفته‌اند ( و رعيّت را به سختى و گرفتارى دوچار مى نمايند ) ريشه و اساس ( شرّ ) ايشان را با جدا كردن و دور ساختن موجبات آن صفات از بين ببر ( عادل و دادگر و از اوضاع داخلى مملكت با خبر باش تا ايشان بى عدالتى و بيخبرى ترا وسيلهء خودسرى و دراز دستى و كم انصافى قرار ندهند و به رعيّت آزار نرسانند ) 71 - و به كسى از آنان كه در گردت هستند و اهل بيت و خويشاوندانت زمينى واگذار مكن ، و بايد كسى از تو در طمع نيافتد به گرفتن مزرعه و كشت زارى كه زيان رساند بمردم همسايهء آن در آبشخور يا كارى كه به شركت بايد انجام داد كه سختى كار مشترك را به همسايگان تحميل نمايند ، پس سود و گوارايى آن براى ايشان خواهد بود ، نه تو ، و عيب و سرزنش آن در دنيا و آخرت بر تو خواهد ماند . 72 - و حقّ را براى آنكه شايسته است از نزديك و دور ( خويش و بيگانه ) اجرا كن ، و در آن كار شكيبا و ( از خدا ) پاداش خواه باش اگر چه از به كار بردن حقّ به خويشان و نزديكانت برسد هر چه برسد ( مثلا لازم آيد كه از روى حقّ يكى از خويشان را قصاص نمايى ) و پايان حقّ را با آنچه