قسمت هجدهم نامه
68 - و پس از اين دستورها مبادا خويشتن را زيادة از رعيّت پنهان كنى ، زيرا رو نشان ندادن حكمرانان به رعيّت قسمتى از تنگى ( نامهربانى ) و كم دانشى و آگاه نبودن به كارها است ( چون حكمرانان با نشست و برخاست و سخن گفتن با مردم از احوال مملكت و رعيّت آگاه مى گردند ، ولى اگر تنها بنشينند به بسيارى از اسرار و رموز كارها پى نمى برند ) و رو نشان ندادن حكمرانان به رعيّت اطّلاع بر آنچه ( احوال و اوضاع مملكت و رعيّت ) را كه از آن پنهان بودهاند از ايشان پوشيده مى سازد ، پس ( در اين صورت گاهى ) نزد حكمرانان كار بزرگ خرد و كار خرد بزرگ و نيكوئى زشتى و زشتى نيكوئى و حقّ و درستى بباطل و نادرستى آميخته گردد ، و والى و حكمران بشر است كه به كارهاى مردم كه از او پنهان مى دارند آگاهى ندارد ، و حقّ را هم نشانههايى نيست كه با آنها انواع راستى از دروغى شناخته شود ، 69 - و تو يكى از دو مرد خواهى بود : يا مردى كه در بخشيدن حقّ و درستى سخىّ و دستبازى ، پس سبب رو نشان ندادنت از حقّى واجب كه عطاء كنى يا كار نيكوئى كه بجا آورى چيست يا مردى هستى سخت و بى بخشش ، پس ( باز هم چرا رو نشان ندهى ، زيرا ) زود باشد كه مردم از درخواست از تو دست بدارند چون از بذل و بخشش تو نوميد گردند ، با اينكه بيشتر خواهشهاى مردم از تو چيزى است كه برايت مايه و زحمتى ندارد از قبيل شكايت كردن از ستمى ( كه بايشان رسيده و دفع از آن را از تو بخواهند ) يا درخواست انصاف و داد در معامله و رفتارى .