قسمت چهاردهم نامه
55 - پس سفارش در بارهء سوداگران و صنعتگران را بپذير ، و در بارهء نيكى كردن به آنان ( به گماشتگان خود ) سفارش كن ( كه بطمع مال و دارائى ايشان بهانهها نياورده آنها را نرنجانند تا دل سرد نشوند ) كسى را از ايشان كه مقيم است ( در شهرى مى خرد و مى فروشد يا شريك و همكار او كالايى از جاى ديگر مى فرستد و او مى فروشد ) و آنكه با مال و دارائى خود در رفت و آمد است ، و آنكه از بدن خود سود مى رساند ( صنعتگران كه با دست و باز و حوائج مردم را آماده مى نمايند ) زيرا ايشان سبب و ريشههاى سودها هستند ، و بدست آورندهء آن از راههاى سخت و جاهاى دور در بيابان و دريا و زمين هموار و كوهستان قلمرو تو ، و از جاهايى كه مردم در آن گرد نمى آيند ، و به رفتن آن مواضع جرأت نمى كنند ، پس سوداگران آسودگى مى باشند كه ترس سختى ندارد ، و صلح و آشتى كه بيم و شرّ و بدى به آنها نمى رود ، 56 - و كارهاى ايشان را در حضور خود و در گوشههاى شهرهايت وارسى كن ( از دور و نزديك آسودگى آنها را بخواه تا ظلم و ستمى بر آنها رخ ندهد ) و با همهء اين سفارشها كه در بارهء ايشان شد بدان كه در بسيارى از آنان سختگيرى بى اندازه و بخل ورزى زشت و نكوهيده و احتكار و نگاهدارى ( اشياء ) براى گران فروشى و به دلخواه نرخ نهادن در فروختنيها مى باشد ، و اين كارهاى ايشان سبب زيان رساندن به همگان و زشتى حكمرانان است ، 57 - پس از احتكار جلوگيرى كن كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از آن منع فرموده ( و قواعد و مسائل آن در كتب فقهيهّ بيان شده ) است ، و داد و ستد بايد آسان به ترازوهاى بى كم و كاست و نرخهايى باشد كه به فروشنده و خريدار اجحاف و زيادهروى نشود ( شارح قزوينىّ « رحمه اللّه » در اينجا فرموده : ظاهر اين كلام آن است كه حاكم مىتواند ايشان را به نرخى بى كم و كاست الزام نمايد تا ستم بر جانبى رخ ندهد ) پس كسى را كه بعد از نهى تو احتكار كند بكيفر رسان كيفرى كه سبب رسوايى او ( و عبرت ديگران ) باشد ، ولى از اندازه تجاوز