تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 995

مساهمون:

ص٩٩٥
مانند تو هستند كه از پيش گرفتار لغزش بوده و سببهاى بد كارى به آنان رو آورده عمدا و سهوا ( دانسته يا ندانسته ) در دسترشان قرار مى گيرد ، پس ( چون جز پيغمبر و امام كه معصوم هستند كسى نيست كه از خطاء و نادرستى ايمن باشد اگر پيشآمدى آنها را عمدا و سهوا به بدكارى واداشت نبايد بايشان بخشش روا نداشت ، بلكه ) با بخشش و گذشت خود آنان را عفو كن همانطور كه دوست دارى خدا با بخشش و گذشتش ترا بيامرزد ، زيرا تو بر آنها برترى ، و كسى كه ترا به حكمرانى فرستاده از تو برتر است ، و خدا برتر است از كسى كه اين حكومت را به تو سپرده و خواسته است كارشان را انجام دهى ، و آنان را سبب آزمايش تو قرار داده ( هر گونه با آنها رفتار نمائى با تو معامله خواهد نمود ) 7 - و مبادا خود را براى جنگ با خدا آماده سازى ( مخالفت دين نموده بمردم ستم روا دارى ) كه ترا توانائى خشم او نبوده از بخشش و مهربانيش بى نياز نيستى ، و هرگز از بخشش و گذشت پشيمان و بكيفر شاد مباش ، و به خشمى كه مى توانى مرتكب نشوى شتاب منما ، و ( از سركشى و بد دلى ) مگو من مأمورم و ( بهر چه خواهم ) امر ميكنم پس بايد فرمان مرا بپذيرند و اين روش سبب فساد و خرابى دل و ضعف و سستى دين و تغيير و زوال نعمتها گردد ، 8 - و هرگاه سلطنت و حكومت برايت عظمت و بزرگى يا كبر و خود پسندى پديد آورد به بزرگى پادشاهى خدا كه فوق تو است و به توانائى او نسبت به خود به آنچه از جانب خويش بر آن توانا نيستى بنگر كه اين نگريستن ( انديشه نمودن در بزرگوارى و غالب بودن خدا بر هر چيز ) كبر و سركشى ترا فرو مى نشاند ، و سرفرازى را از تو باز مى دارد ، و از عقل و خردى كه از تو دور گشته به سويت بر مى گردد ( انديشه در اين كار سبب مىشود كه به خود باز آمده كبر و خودپسندى را از خود برانى ) . 9 - و بر حذر باش از برابر داشتن خود با خدا در بزرگواريش ، و مانند قرار دادن خويش را به او در توانائيش ، زيرا خدا هر گردن كش متكبّرى را خوار و پست مى گرداند .