دشمن را مى بندم ( مرز را به گوشتى كه نزديك گلوى شخص است و آن را زبانك مى نامند تشبيه فرموده كه چون گرفته شود نفس قطع گردد ) پس در كارى كه ترا اندوهناك سازد از خدا يارى بجو ، و ( با رعيّت در كارها ) سختى و درشتى را با مقدارى نرمى و هموارى بياميز ( تا اگر خواستى به آسانى دلش را بدست آورى بتوانى ) و مداراة و مهربانى كن هنگاميكه مداراة شايستهتر باشد ، و به سختى و درشتى بپرداز آنگاه كه از تو جز سختگيرى پيش نمى رود ، 2 - و براى رعيّت بالت را فرود آور ، و رويت را بگشا ، و پهلويت را نرم كن ( مهربان و هموار و خوشخو باش ) و در نگريستن به گوشهء چشم و خيره نگاه كردن و اشاره نمودن و درود گفتن بين ايشان يكسان رفتار كن ( يكى را بر ديگرى امتياز مده ) تا بزرگان در ستم كردن تو طمع و آز ننمايند ( در صدد دشمنى با تو بر نيايند ) و زير دستان از دادگرى تو نوميد نشوند ، و درود بر شايستهء آن .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 977
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٩٧٧