و قسمتى پنجم از اين نامه و پايان آنست ( در نكوهش دنيا و ستودن پارسايان
و كسانى كه دل به آن نبسته از كار خدا غافل نماندهاند ) : 10 - اى دنيا از من دور شو كه مهارت بر كوهانت است ( مهارت را به گردنت انداخته ترا رها كردهام ) من از چنگالهايت جسته ، و از دامهايت رسته ، و از رفتن در لغزشگاههايت ( گمراهيهايت ) دورى گزيدم . كجايند كسانى كه به بازيها و شوخيهايت گرفته فريبشان دادى ، كجايند مردمانى كه به زينت و آرايشهايت در فتنه و گمراهيشان انداختى اينك ايشان گروگان گورها و فرو رفتهء در لحدها هستند 11 - سوگند به خدا اگر تو شخصى بودى ديدنى و كالبدى محسوس حدود ( كيفرهاى ) الهىّ را بر تو اجرا مى نمودم به سزاى بندگانى كه بسبب آرزوها فريب دادى ، و مردمانى كه در پرتگاهها ( ى