45 - از نامههاى آن حضرت عليه السلام است بعثمان ابن حنيف انصارى كه از جانب آن بزرگوار حاكم بصره بود
،
قسمت اول نامه
هنگاميكه به حضرت خبر رسيد كه او را گروهى از اهل بصره به مهمانى خواندهاند و رفته ( و او را به جهت رفتن به آن مهمانى نكوهش نموده است ، و عثمان و برادرش سهل ابن حنيف كه از جانب امام عليه السّلام بر مدينه حكومت داشت هر دو از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و تا آخر عمر شيعه و دوستدار امير المؤمنين عليه السّلام بودند ، و از اينرو رجال دانان در نيكى اين دو برادر اختلاف و ترديد نداشته در نقل اخبار آنها را مورد وثوق و اطمينان مى دانند ، و پارهاى از سرگذشت عثمان ابن حنيف در وقت تسلّط اصحاب جمل بر بصره در شرح خطبهء يك صد و هفتاد و يكم گذشت ) : 1 - پس از ستايش خداوند و درود رسول اكرم ، اى پسر حنيف به من رسيده كه يكى از جوانان اهل بصره ترا بطعام عروسى خوانده است و بسوى آن طعام شتابان رفتهاى ، و خورشهاى رنگارنگ گوارا برايت خواسته و كاسههاى بزرگ به سويت آورده مى شد ، و گمان نداشتم