تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥
بربايد ( و در دنيا به حيرانى و سرگردانى و در آخرت به عذاب جاويد گرفتارش سازد ) . 2 - و در عهد عمر ابن خطّاب از ابو سفيان سخن نسنجيده‌اى از خواهش نفس و وسوسه‌اى از وسوسه‌هاى شيطان رخ داد ( بعمرو ابن عاص گفت : اين نتيجهء زناى من با مادر او است ) به گفتن اين سخن نسبى ثابت نشده و بر اثر آن كسى سزاوار بردن ارث نمى گردد ( چنان كه بعضى از عرب نسب را بزناء ثابت مى دانستند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را نادرست دانست و فرمود : الولد للفراش و للعاهر الحجر و يعنى فرزند از آن صاحب بستر و مرديكه زن در نكاح و تصرّف او است مى باشد ، و زناكار محروم است « به او چيزى نرسيده ارث نمى برد » و گفته‌اند : يعنى زناكار را سنگ باران كنند ، ولى سخن امام عليه السّلام در اينجا معنى اوّل را تأييد مىكند كه مى فرمايد : ) و كسى كه به چنين سخن نادرست دل بندد به شخصى ماند كه ناخوانده خود را در بين شراب خواران درآورد و پيوسته او را دفع نموده دور سازند ، و به كاسهء چوبينى ماند كه ( بر بار كش مى آويزند و ) قرار نگرفته مى جنبد ( خلاصه به گفتار ابو سفيان در مجلس عمر تو داخل نسب بنى اميهّ نمى گردى كه معاويه آن را دليل نموده ترا بفريبد . سيّد رضىّ عليه الرّحمة فرمايد : ) چون زياد نامهء حضرت را خواند گفت : سوگند به پروردگار كعبه ابو سفيان به آن گفتار گواهى داده و همواره در نظرش بود تا معاويه او را برادر خود خواند ( زياد هم به او پيوست ) . فرمايش حضرت عليه السّلام الواغل : كسى است كه خود را بين مى خوارگان اندازد تا با ايشان بياشامد و از آنان نباشد ، پس همواره او را رانده مانع شوند ، و النّوط المذبذب : چيزى است از قبيل كاسهء چوبين يا قدحى يا مانند آن كه بر بار سوار آويخته مىشود كه پيوسته جنبان است هنگاميكه بر بار كش سوار باشد ، و آن را تند براند .