جدا شو تا از ايشان نباشى ، بد خوراكى است حرام ، و ستم بر ناتوان زشتترين ستمست ، جائى كه مداراة و هموارى سختگيرى و درشتى باشد سختگيرى و درشتى مداراة و هموارى است ( آنجا كه نرمى سود ندهد درشتى پسنديده است ، و آنجا كه عقل به كار نايد ديوانگى در آن شايد ) بسا دارو درد و درد دارو گردد ( گاهى مصلحت شخص در درويشى و بيمارى است نه توانگرى و تندرستى ) و بسا پند دهد كسى كه نبايد پند دهد و پند خواسته شده خيانت كند ( بسا دشمن خردمند و دور انديش يا نادان به سود و زيانت ترا پند دهد ، و دوستت خيانت كرده راه نيكوئى را به تو ننمايد ) 51 و برحذر باش از اعتماد و بستگى به آرزوها ، زيرا آرزوها سرمايهء احمقها و كم خردان است ، و خرد نگاهدارى آزمايشها است ( خردمند تجربه و آزمايش را از دست ندهد ، و بى خرد زود آن را فراموش كند ) و بهتر تجربه و آزمايشى كه نمودى آنست كه ترا پند دهد ، بشتاب هنگام فرصت داشتن پيش از آنكه فرصت اندوه گردد ، هر جويندهاى ( آنچه را مى جويد ) نمى يابد ، و نه هر مسافرى باز آيد ( دل به دنيا بند و فرصت از دست مده و براى آخرت توشه بردار كه فرصت هموار بدست نمى آيد و مسافر مرگ باز نگردد ) 52 و از جمله تباهكارى از دست دادن توشه ( تقوى و پرهيزكارى ، يا صرف مال در شهوات و خواهشهاى نفس ) و تباه ساختن آخرت است ، و هر كارى را پايانى است ( خردمند كسى است كه انديشهء پايان كار نمايد ) آنچه برايت مقدّر است زود به تو مى رسد ( اين همه رنج مكش و دين و دنياى خويش تباه نگردان ) بازرگان و سوداگر ( كه براى بدست آوردن مال و دارائى درياها و بيابانها مى پيمايد ) خود را در خطر و تباهى مى اندازد ، و بسا ( مال ) اندك كه بركت آن از ( مال ) بسيار ، بيشتر باشد ( آنچه پيشهور و پاكدامن بدست آورد خير و بركتش در دنيا و آخرت بيشتر از دارائى توانگر بزهكار است ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 932
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٩٣٢