تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 934

مساهمون:

ص٩٣٤
خوارى مى رهاند ) و نه در دوست متهّم ( بنفاق و دوروئى ، زيرا اعتماد به او نيست ، چون سود خويش جويد و از زيان دوست باك نداشته باشد ) زمانه را آسان گير و هموار دار مادامى كه شتر جوان زمانه رام تو است ، و خود را به چيزى براى اميدوارى به بيشى آن در خطر و تباهى ميفكن ( براى زياده كردن مال و دارائى حرص مزن كه بسختيها گرفتار خواهى شد ) و بر حذر باش از اينكه شتر سواريت سركشى كند ( بترس از لجاج و ستيزگى كه در كار چنان گرفتارت نمايد كه نتوانى رهائى يافت ) 54 و وادار خود را در بارهء برادر ( همكيش و دوست ) خود بر پيوستن هنگام جدائى او ، و بر مهربانى و دوستى هنگام دورى او ، و بر بخشش هنگام بخل و خوددارى او ، و بر نزديكى هنگام دورى نمودن او ، و بر نرمى هنگام درشتى او ، و بر عذر هنگام بد كارى او ( خلاصه در برابر بديهاى او نيكى كن ) بطوريكه مانند آن باشد كه تو او را بنده و او بر تو صاحب بخشش است ، و بر حذر باش از اينكه آنچه بيان شد در غير جاى خود به كار برى ( با منافق چنين رفتار كنى ) يا آنها را در بارهء كسى كه لياقت ندارد ( اوباش ) بجا آورى ( چون نيكى با منافق و نا اهل تخم در شوره‌زار افكندن است ) 55 با دشمن دوستت دوستى مكن كه با دوست خود دشمنى كرده‌اى ، و براى برادر ( همكيش و دوست ) خود پند را خالص و بى آلايش گردان ( جز رضاى خدا در اندرز به او قصدى نداشته باش ) خواه ( اندرز تو نزد او ) نيكو باشد يا زشت ، خشم را كم كم فرو بر ( خود را نگاه‌دار ) زيرا من آشاميدنى شيرين تر و گواراتر از آن در پايان نديدم ، و نرم باش در برابر كسى كه با تو خشم و درشتى مىكند ، زيرا ( نرمى تو او را شرمنده سازد ، و ) زود باشد كه به تو نرمى كند ( اين در صورتى است كه طرف اهل باشد و گر نه در برابر خشم او درشتى بايد ) و با دشمنت احسان و نيكى كن كه آن شيرين تر از ( يكى از ) دو فيروزى ( انتقام و بكيفر رساندن ، و گذشت و نيكى كردن ) است ( فيروزى با نيكى شيرين تر و سودمندتر است از فيروزى انتقام ، و اين انديشهء اخيار و نيكان است ، ولى در نظر اشرار و بدان انتقام و قتل و غارت گوارتر است ) 56 و اگر خواستى از برادر ( همكيش و دوست ) خود قطع كرده ببرى ، پس جاى مقدارى از دوستيت را باقى گزار كه آن دوست بتواند به آن باز گردد اگر روزى از روزها آن دوستى براى او پيش آيد ( هنگام دورى جستن يا زد و خورد با دوست هر سخنى به او مگو و هر كارى مكن ، بلكه جاى آشتى باقى گذار تا در موقع پشيمانى هر يك از شما به كار آيد ) و هر كه به تو گمان خير و نيكى برد گمانش را راست پندار ( چون ترا نيك دانسته
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 934 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام