215 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ( در وصف خود كه از ظلم و ستم و تعدى بر كنار است )
: 1 سوگند به خدا اگر شب را بيدار به روى خار سعدان ( گياهى است داراى خار سر تيز ) بگذرانم ، و ( دست و پا و گردن ) مرا در غلّها بسته بكشند ، محبوبتر است نزد من از اينكه خدا و رسول را روز قيامت ملاقات كنم در حالى كه بر بعضى از بندگان ستم كرده چيزى از مال دنيا غصب كرده باشم ، و چگونه به كسى ستم نمايم براى نفسى كه با شتاب به كهنگى و پوسيدگى باز مى گردد ( زود از جوانى و توانائى به پيرى و ناتوانى مبدّل مى گردد ) و بودن در زير خاك به طول مى انجامد 2 سوگند به خدا ( برادرم ) عقيل را در بسيارى فقر و پريشانى ديدم كه يكمن گندم ( از بيت المال ) شما را از من درخواست نمود ، و كودكانش را از پريشانى ديدم با موهاى غبار آلوده و رنگهاى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 714
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧١٤