بر خلاف خواهش نفس تو است به آن اهميّت نمى دهى ) و بسا خبر راست آن را كه دروغ شمارى ، 9 و اگر بخواهى دنيا را در شهرهاى ويران و خانههاى خالى بشناسى آن را از راه اينكه ترا نيكو ياد آورنده و پند دهندهاى است مى يا بى مانند يار مهربان بر خود كه بخل دارد از اينكه ترا به تباهى رساند ( پس از اينرو نبايد بگوئى دنيا مرا بفريفت ، زيرا اگر دنيا ترا مى فريفت عبرتهايش را از تو پنهان مى ساخت ، و اين فرمايش با كلام خداوند متعال « در قرآن كريم س 45 ى 35 وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا يعنى زندگانى دنيا شما را فريب داد » منافات ندارد ، زيرا معنى فريب دنيا در واقع فريفته شدن به آن است ، لذا مى فرمايد : ) 10 و خوب سرائى است براى كسى كه بان دل نبسته ، و خوب جائى است براى كسى كه آن را وطن ( و محل اقامت هميشگى خويش ) قرار نداده است ، و نيك بختان اهل دنيا فردا ( قيامت ) كسانى هستند كه امروز از دنيا مى گريزند ( و شيفتهء كالاى آن نمى شوند ) . 11 چون زمين سخت بلرزد و با هولها و سختيهاى آن قيامت محقّق گردد ، و بهر دينى اهل آن و بهر معبودى پرستندگان آن و بهر پيشوايى پيروان آن ملحق شوند ( در يك جا گرد آيند تا گفتار و كردارشان را وارسى نمايند ) آن هنگام انداختن نظرى در هوا و آهسته قدم برداشتى در زمين در برابر عدل و داد خدا جزاء داده نشود مگر براستى و درستى ( در آن روز هر امر بد و نيكى هر چند كوچك باشد هويدا گشته از آن باز پرسى مىشود ) 12 پس چه بسيار حجّت و دليلى كه آن روز باطل و نا درست گردد ، و عذرهايى كه شخص به آن متوسّل شده پذيرفته نشود ، پس از كردار خود بخواه آنچه را كه به آن عذر ترا بپذيرند و حجّت تو برقرار شود ( طبق دستور خدا و رسول رفتار كن تا از سختيهاى رستخيز رهائى يا بى ) و از آنچه تو براى آن باقى نمى مانى ( دنيا ) بگير آن را كه براى تو باقى مى ماند ( اطاعت خداوند خدمت بخلق ) و براى سفر خود آماده باش ، و ببرق نجات و رهائى ( از سختيها ) نظر افكن ( كه از كجا زده و به كجا مى رود ) و پالان بر پشت شتران چيست و چالاكى ببند ( براى سفر آخرت توشه و مركب تهيئه نما تا در راه نمانده به سختى بر نخورى ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 712
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧١٢