بر او سايه مى افكنى ، يا كسى را به دردى گرفتار مى بينى كه درد تن او را مى سوزاند و از راه مهربانى بر او گريه ميكنى ، پس چه چيز ترا به درد ( گناهان ) خود شكيبا ساخته و بر مصيبتهايت توانا نموده ، و از گريستن بر جان خويش باز داشته و تسليت داده ، در حالى كه جانت نزد تو عزيزتر و ارجمندترين جانها است 5 و چگونه ترس شبيخون خشم خدا ترا بيدار نمى كند و حال آنكه به نافرمانيهاى از او در راههاى قهر او افتادهاى ، پس مداوا كن رنج سستى دل خود را بتصميم و كوشش ( در اطاعت ) و خواب غفلت ديدهات را به بيدارى ، و خدا را فرمانبر و بذكر او مأنوس باش ، و در حال رو گردانيدنت از او رو آوردن او را به خود تصوّر كن ( و از راه انديشه بنگر ) كه ترا بعفو و بخشش خود خوانده بفضل و كرمش مى پوشاند و تو از او رو گردانيده به ديگرى توجهّ كردهاى ، 6 پس خداوند بلند و برتر و توانا است ( و با اين حال ) چه بسيار كريم است ، و تو پست و ناتوانى و چه بسيار بر نافرمانى او دليرى ، و حال آنكه تو در پناه پوشش ( عفو و بخشش ) او اقامت گزيدهاى ، و در فراخى فضل و احسانش مى گردى ، و فضلش را از تو باز نداشته ، و پردهء ( بخشش ) خود را از ( جلو گناهان ) تو ندريده ، بلكه در نعمت و بخششى كه براى تو پديد آورده يا گناه ترا كه پوشانده يا بلائى كه از تو دور گردانده يك چشم برهم زدن از لطف او دور نبودهاى ( با اينكه در نافرمانى او مى كوشى ) پس گمان تو به او چيست اگر ( دستور ) او را پيروى كنى ، 7 و سوگند به خدا اگر اين صفت ( رو آوردن خدا به تو و دورى نمودن تو از او ) در دو شخصى بود كه در توانگرى مساوى و در توانائى برابر بودند ( و يكى از آنها تو بودى كه از ديگرى كه به تو رو آورده بود دورى مى جستى ) از خوهاى ناپسند و بدى كردارهايت بر زيان و بدى خود اوّل كسى بودى كه حكم مى دادى ( پس چگونهاى در برابر خداوند سبحان كه حكم تو بر بدى خود اوّل كسى بودى كه حكم مى دادى ( پس چگونهاى در برابر خداوند سبحان كه حكم تو بر بدى خود سزاوارتر است ) . 8 و بحقّ و درستى مى گويم ( كه در واقع ) دنيا ترا فريب نداده ، بلكه تو به آن فريفته شدهاى ، دنيا براى تو پندها هويدا ساخته و ترا بعدل و برابرى آگاه كرده ، و به وعدههائى كه به تو مىدهد از قبيل رسيدن درد با ندامت و كم شدن توانائيست راستگوتر و وفادارتر است از آنكه با تو دروغ گفته يا ترا بفريبد ،
و بسا پند دهنده است آنكه تو او را متّهم مى نمايى ( از عبرتهاى آن پند نمى گيرى و چون
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 711
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧١١