آن هستند از عذاب بترسانى و از روز قيامت كه در آمدن آن شكّى نيست و همه « براى وارسى حساب » گرد آيند بيمناك نمائى ، نيكوكاران ببهشت روند ، و بد كرداران به دوزخ ) پس اگر بعد از مرگ به زبان مى آمدند ( توانائى سخن گفتن داشتند ) نمى توانستند آنچه را به چشم ديده و دريافتهاند بيان كنند ، 10 و اگر چه نشانههاى ايشان ناپديد شده و خبرهاشان قطع گرديده ( كسى آنها را نديده سخنانشان را نمى شنود ) ولى چشمهاى عبرت پذير آنان را مى نگرد و گوشهاى خردها از آنها مى شنود كه از غير راههاى گويايى ( به زبان حال و عبرت ) مى گويند : آن چهرههاى شگفته و شاداب بسيار گرفته و زشت شد ، و آن بدنهاى نرم و نازك بى جان افتاده ، و جامههاى كهنه و پاره پاره در بر داريم ( كفنمان پوسيده انداممان متلاشى گرديده ) و تنگى خوابگاه ( گور ) ما را سخت برنج افكند ، و وحشت و ترس را ارث برديم ( آنچه را كه پيش رفتگان ما از سختى قبر كشيدند بر ما نيز وارد آمد ) و منزلهاى خاموش به روى ما ويران گرديد ( قبرهامان پاشيده شد ) اندام نيكوى ما نابود و روهاى خوش آب و رنگ ما زشت و ماندن ما در منزلهاى ترسناك دراز گشت ، و از اندوه رهائى و از تنگى فراخى نيافتيم 11 پس اگر بعقل و انديشهات حال ايشان را تصوّر نمائى ، يا پوشيده شدگى پرده از جلو تو برداشته شود « در حالى كه گوشهاشان از جانوران زير زمينى نقصان يافته و كر گشته و چشمهاشان به خاك سرمه كشيده شده و فرو رفته و زبانها بعد از تند و تيزى در دهانها پاره پاره و دلها بعد از بيدارى در سينههاشان مرده و از حركت افتاده و در هر عضو ايشان پوسيدگى تازهاى كه آن را زشت مى سازد فساد و تباهى كرده ، و راههاى آسيب رسيدن به آن آسان گرديده در حالى كه اندامشان در برابر آسيب تسليم و دستهايى نيست كه آنها را دفع نمايد و نه دلهايى كه ناله و فرياد كند » اندوه دلها و خاشاك چشمها را خواهى ديد كه براى آنها در هر يك از اين رسوايى و گرفتاريها حالتى است كه به حالت ديگر تبديل نمى شود ، و سختى است كه بر طرف نمى گردد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 700
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٠٠