قسمت دوم خطبه
5 و اگر خدا مى خواست آدم را بيافريند از نورى كه روشنى آن ديدهها را تيره سازد ، و زيبايى آن بر خردها غالب گردد ( عقلها در برابر آن حيران و سرگردان شوند ) و از چيز خوشبوئى كه بوى خوش آن اشخاص را فرا گيرد ، هر آينه مى آفريد ، و اگر ( چنين ) مى آفريد گردنها در برابر آدم فروتن ، و آزمايش در بارهء او بر فرشتگان آسان مى شد ( بى درنگ شيطان به سجدهء او مى شتافت و او را مادون خود تصوّر نمى كرد ) و ليكن خداوند سبحان آفريدگانش را مى آزمايد به بعضى از آنچه اصل و سببش را نمى دانند براى امتياز دادن و جدا ساختن آنها ( از غير - شان ) و براى بر طرف كردن تكبّر و گردنكشى و دور نمودن خودپسندى از آنان ( چنان كه بيشتر احكام شرعيهّ كه عقل به حكمت آن پى نبرده از اين قبيل است . ) 6 پس از كار خدا در بارهء شيطان عبرت گيريد كه عبادت و بندگى بسيار و منتهى سعى و كوشش او را ( بر اثر تكبّر و سركشيش ) باطل و تباه ساخت در حالى كه خدا را شش هزار سال عبادت كرده بود كه معلوم نيست ( شما نمى دانيد و فهمتان قاصر است كه ) آيا از سالهاى دنيا است يا از سالهاى ( آخرت ) كه هر روز آن معادل پنجاه هزار سال دنيا است ، و اين ) به جهت كبر و سركشى يك ساعت ( بود كه خود را بر تر از آدم دانسته به او سجده نكرد ) پس چه كس بعد از شيطان با بجا آوردن مانند معصيت او ( كبر و سركشى ) از عذاب خدا سالم ماند حاشا نخواهد شد كه خداوند سبحان انسانى را ببهشت داخل نمايد با كارى كه بسبب آن فرشتهاى ( شيطان ) را از آن بيرون نمود ( تعبير امام عليه السّلام از شيطان در اينجا به فرشتهاى براى آنست كه در آسمان بوده و با فرشتگان