قسمتى دوم از اين خطبه است در وصف شگفتى آفرينش دستههاى از حيوانات ( مانند مورچه و ملخ و غير آنها )
: 10 و اگر مردم در عظمت توانائى و بزرگى نعمت و بخشش خداوند متعال فكر و انديشه كنند ( از گمراهى ) به راه ( راست ) باز مى گردند ، و از مشقّت و سختى آتش سوزان ( قيامت ) مى ترسند ( بر خلاف دستور خدا و رسول رفتار نمى نمايند ) و ليكن دلها بيمار و بينائيها معيوب است ( به اين جهت از راه حقّ پا بيرون نهاده در آثار قدرت و توانائى پروردگار انديشه نكرده از نعمتهاى او سپاسگزار نيستند ) 11 آيا نگاه نمى كنند حيوان كوچكى را كه آفريده چگونه آفرينشش را استوار و بهم پيوند كردنش را محكم گردانيده ، و ( با همه كوچكى ) براى آن گوش و چشم پديد آورده و استخوان و پوست به تناسب آراسته 12 نگاه كنيد به مورچه با كوچكى جثهّ و نازكى اندامش كه بنگاه با گوشهء چشم ديده نمى شود و به انديشه درك نمى گردد ، چگونه مسير خود را مى پيمايد ، و براى بدست آوردن روزيش مى شتابد ، دانه را به لانهاش انتقال مىدهد و آن را در انبارش ( براى روز سختى ) آماده مى گذارد ، در تابستان براى زمستان و هنگام آمدن ( روزهاى گرم ) براى وقت باز گشتن ( روزهاى سرد ) دانهها را گرد مى آورد ، 13 خداوند ضامن روزيش بوده ، مناسب حال راه روزيش را گشاده ، پروردگار بسيار نعمت و بخشش دهنده از آن غافل نيست ، و خداوند جزاء دهندهء آن را محروم و بى بهره نمى گرداند و اگر چه در سنگ خشك ( كه چيزى از آن نمى رويد ) و سنگ سخت ( كه از جائى به جائى حركت داده نمى شود ) باشد ، 14 و اگر در مواضع خوردن و در بالا و پائين و آنچه در درون مورچه است از اطراف اضلاع شكمش و آنچه در سر آنست از چشم و گوش ، انديشه كنى از ( تدبير و حكمت خداوند در ) آفرينش آن به شگفت آمده از وصف آن برنج در آئى ، 15 پس بلند و برتر از آن است ( كه در انديشه در آيد ) خدائى كه مورچه را به روى دست و پايش بر قرار داشت و آن را بر روى ستونها و اعضائش بناء كرد ، در حالى كه در آفرينش آن آفرينندهاى شركت نداشته و توانائى او را يارى نكرده است . 16 و اگر راههاى انديشه خود را بپيمائى تا به انتهاى آن برسى ( از هر گونه فكر و انديشه