تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
به كار برى ) دليل و برهان ترا راه ننمايد مگر باينكه آفرينندهء مورچه همان آفرينندهء درخت خرما است ، به جهت دقّتى كه براى امتياز هر چيز ( از يكديگر ) به كار برده شده ، و اهميت گوناگون بودن هر جاندارى ( خلاصه چون تفصيل آفرينش هر يك از موجودات دقيق است و سبب اختلاف اشكال آنها مشكل مى باشد و در هر يك حكمتهاى باريكى نهفته است ، مور و پيل ، كوه كاه ، خرد و بزرگ ، در صحراء و در دريا ناچار همه را آفرينندهء حكيمى به مقتضاى حكمت به آن تفصيل و اختلاف آفريده و تخصيص داده و در نيازمندى آنها به خالق متعال تفاوتى نيست ، لذا مى فرمايد : ) 17 بزرگ و خرد و سنگين و سبك و توانا و ناتوان در مخلوقاتش نيست مگر آنكه ( نسبت به قدرت كاملهء او ) يكسان است ( پس مپندار كه اين مشكل است چون كوچك است و آن ديگرى آسان چون بزرگ مى باشد ) و همچنين ( در برابر قدرت و توانائى او ايجاد هر يك از ) آسمان و هواء و بادها و آب يكسان است . 18 پس به خورشيد و ماه و گياه و درخت و آب و سنگ و گردش شب و روز و روان بودن اين درياها و بسيارى اين كوهها و درازى قلهّ‌ها و گوناگون بودن لغتها و زبانها نگاه كنيد ( در شگفتى آفرينش هر يك از اين مخلوقات تأمّل و انديشه نموده ببينيد چه حكمتهاى باريك در آنها نهفته است كه همهء آنها دليل بر وجود و هستى صانع مى باشد ) پس واى بر كسى كه ايجاد كننده را انكار كرده بنظم آورنده را باور ندارد ، 19 گمان دارند كه ايشان مانند گياه ( خودرو در بيابانها و كوهها ) مى باشند كه براى ايشان برزگر و تخم پاشنده‌اى نيست ، و صورتهاى گوناگونشان را آفريننده‌اى نمى باشد ، و در آنچه ادّعاء مى كردند به حجّت و دليلى وابسته نبودند ، و در آنچه حفظ كرده و باور نمودند تحقيق و يقينى نداشتند ( بلكه ادّعاى ايشان فقط از روى خود پسندى و گمان است ) و آيا ساختمانى هست كه آن را بناء كننده‌اى نبوده يا جنايت و گناهى كه آن را جنايت كننده‌اى نباشد ( نيازمندى فعل بفاعل ضرورى و آشكار و انكار آن باطل و نادرست و منكرش نادان و گمراه است ) .