تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
( واحد عددى نيست كه متّصف به صفت قلّت و مبدا و جزء كثير باشد ، بلكه واحد حقيقى است كه كثرت نداشته و دوّمى براى او فرض نمى شود ) و هميشه بوده و هست نه به حساب مدّت و زمان ( زيرا او آفرينندهء زمان است ) و قائم و برقرار است نه بوسيلهء ستونها و پشتيبانها ( و چيزى كه نگاهش دارد ، زيرا همهء اشياء مستند به او است ) و فهمها او را دريابد نه از راه درك كردن ( بحواسّ ، زيرا او منزهّ است از آنكه در انديشه گنجد ) و ديده شده‌ها ( يا ديده‌ها ) بوجود و هستى او گواهى مى دهند نه از روى حاضر شدن با هم ( زيرا محدود نيست كه در جائى حاضر و در جاى ديگر نباشد يا چشم سر او را ببيند ) 6 انديشه‌ها به او احاطه ننموده ( بكنه ذات و حقيقتش پى نبرده‌اند ) بلكه بوسيلهء انديشه‌ها به انديشه‌ها آشكار گشته ( عقل از راه انديشه به او راه برده و كنه ذاتش را در نيافته ، زيرا جسم نيست تا انديشه به او احاطه نمايد ) و بسبب انديشه‌ها امتناع نموده از ( احاطهء ) انديشه‌ها ( به او ، زيرا انديشهء ممكن بواجب الوجود راه ندارد كه به او احاطه نمايد ) و انديشه‌ها را نزد انديشه‌ها به محاكمه آورده ( انديشه را در اين باب حكم ساخت تا حكم كند كه به خالق مىتواند احاطه نمايد ، و او را در انديشه در آورد ، چنان كه ممكنات را در مى آورد انديشه به زبان گويد خداوند منزهّ است از اينكه در انديشه آيد ) 7 بزرگى او طورى نيست كه نهايات به او برسد و او را بزرگ جلوه دهند در حالى كه داراى جسم باشد ، و عظمت او قسمى نيست كه غايات به او خاتمه يابد و او را عظيم نشان دهند در حالى كه داراى جسد باشد ( خلاصه بزرگى خداوند متعال مانند بزرگى اجسام نيست كه نهايات و اطراف داشته و بسيار بزرگ و دراز و فراخ باشد ) بلكه شأن و سلطنت و پادشاهى او بزرگ است . 8 و گواهى مى دهم كه محمد بنده و فرستادهء برگزيده و درست كردار پسنديدهء او است ، خداوند بر او و بر آل او درود فرستد ( به جهت هدايت و راهنمائى مردم ) 9 او را با برهانهاى واجب و لازم ( كه مردم بايد آنها را قبول داشته باشند چون در مقام حجّت كافى است ) و با پيروزمندى هويدا و راه روشن آشكار فرستاد ، پس آن حضرت هم پيغام خداوند را رسانيد در حالى كه با آن حقّ و باطل را از هم جدا كرد ، و مردم را به راه راست برد در حالى كه به آن راه نماينده بود ، و عملهاى دلالت كنندهء به راه راست و نشانهاى روشن را بر پا نمود ( تا كسى باطل را با حقّ و گمراهى را با رستگارى