نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً يعنى قرآن را بر تو فرستاديم كه هر چيزى را بيان مىكند ) ( 5 ) و ذكر فرموده است كه بعضى از قرآن تصديق مىكند بعض ديگرش را و اختلافى در آن نيست ، پس فرموده ( در قرآن كريم س 4 ى 82 ) : اين قرآن اگر از جانب غير خداوند بود ( چنان كه كفّار و منافقين عقيده داشتند كه از جانب خدا نيست ، بلكه بشرى آن را بيان كرده ) هر آينه در آن اختلاف بسيارى مى يافتند ( زيرا كلام بشر از جهت لفظ و معنى خالى از خلل و فساد نيست و چون در قرآن اختلافى از قبيل تناقض معنى و تفاوت نظم يافت نشده دليل بر آنست كه آن را بشر نگفته ، پس از جملهء اين بيانات دانسته شد كه رسول اكرم در تبليغ احكام كوتاهى نكرده و هيچ چيز سبب اختلاف قضات نيست مگر جهل و نادانى ايشان بكتاب خدا ، و البتهّ چنين اشخاص شايستهء حكم دادن نيستند ) ( 6 ) و ظاهر قرآن كريم شگفت آور و نيكو و باطن آن ژرف و بى پايان است ( پس همه كس را اسرار آن بدست نيايد ) و عجائب و غرائب ( نكات و اسرار ) آن پايانى ندارد ( هر چند در تحصيل آنها كوشش شود ) و تاريكى ها ( ى جهل و نادانى و شبهات ) رفع نمى گردد مگر بوسيلهء آن .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٦