تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
پس با جمعى اتّفاق نموده نزد آن حضرت آمدند تا با او بيعت كنند ، امير المؤمنين عليه السّلام چون مى دانست منظور ابو سفيان ايجاد اختلاف و فساد ميان مسلمانان است چنين فرمود ) : ( 1 ) اى مردم موجهاى فتنه‌ها را به كشتيهاى نجات و رستگارى شكافته از آنها عبور كنيد ( در كشتى اطاعت و فرمانبردارى ما سوار شده خود را از تلاطم درياى فتنه و فساد نجات دهيد كه صلاح دين و دنياى شما در آن است ) و از راه مخالفت منحرف گرديده قدم بيرون نهيد و تاجهاى مفاخرت و بزرگى را از سر به زمين گذاريد ( با بنى تيم « ابو بكر » و بنى عدى « عمر » مدارات نمائيد تا از موجهاى فتنه و فساد ايمن باشيد ، زيرا ) ( 2 ) رستگار مىشود كسى كه با پر و بال ( يار و ياور ) قيام كند يا راحت و آسوده است آنكه ( چون يار و ياور ندارد ) تسليم شده در گوشه‌اى منزوى گردد ( پس اكنون كه ما را ياورى نيست اگر حقّ خود را مطالبه نماييم ) اين مانند آب متعفّن بد بويى است ( كه گوارا نيست ) و لقمه‌اى است كه در گلوى خورندهء آن گرفته مىشود ، ( 3 ) و ( در اين موقع سزاوار آنست كه از حقّ خود چشم پوشيده صبر كنم ، زيرا ) آنكه ميوه را در غير وقت رسيدن بچيند مانند كسى است كه در زمين غير زراعت كند ( طلب امر خلافت در اين هنگام كه تنها بوده ياورى ندارم مانند چيدن ميوهء نارس و زراعت در زمين غير سودى ندارد ، بلكه زيان آور است ) ( 4 ) پس ( چون تنها و بى ياور هستم ) اگر سخنى بگويم ( و حقّ خود را بطلبم ) مى گويند براى حرص به امارت و پادشاهى است ( چنان كه عمر مكرّر اين سخن را گفت ) و اگر خاموش نشسته سخنى نگويم مى گويند از مرگ و كشته شدن مى ترسد ، ( 5 ) هيهات بعد از اين همه پيش آمدهاى سهمگين و پى در پى سزاوار نبود چنين گمانى در بارهء من برده شود و حال آنكه سوگند به خدا انس پسر ابو طالب به مرگ بيشتر است از انس طفل به پستان مادرش ( پس خاموشى من در امر خلافت نه از ترس كشته شدن است ) ( 6 ) بلكه سكوت من براى آنست كه فرو رفته‌ام در علمى كه پنهان است و اگر ظاهر و هويدا نمايم آنچه را كه مى دانم هر آينه شما مضطرب و لرزان مىشويد مانند لرزيدن ريسمان در چاه ژرف ( پس صلاح در آن است كه رضاء بقضاء داده شكيبائى ورزم ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 58 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام