تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
صفّين چون عمرو در كارزار با امير المؤمنين مصادف شد و حضرت بر او تاخت تا او را بقتل رساند ، عمرو خود را از اسب به زير انداخته به پشت ، روى زمين خوابيد و در برابر آن بزرگوار پاهايش را بلند كرده عورتش را نمايان ساخت ، حضرت چشم پوشيده باز گرديد ، و بسر ابن ابى ارطاة كه يكى از سر لشگرهاى معاويه بود در همان وقعهء صفّين شيوهء عمرو را به كار برده از چنگال مرگ رهيد ، بعد از آن جملهء يمنح القوم سبتّه ضرب المثل شد براى كسى كه در حوادث و پيش آمدها بذلّت و خوارى تن دهد ) . ( 4 ) بدانيد به خدا سوگند ياد مرگ مرا از شوخى و بازى باز مى دارد ، و فراموشى از آخرت عمرو را از گفتار حقّ مانع مى گردد ، ( 5 ) او با معاويه بيعت ننمود مگر به شرط آنكه عطيهّ و بخششى به او بدهد ، و براى دست از دين برداشتن ( مخالفت با امام زمان خود نمودن ) رشوهء كمى ( حكومت چند روزهء مصر را ) به او ببخشد . ( 1 )
84 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در توحيد و ذكر بعضى از صفات حق تعالى ) :

قسمت أول خطبه

گواهى مى دهم معبودى بسزا نيست جز خدا ، يگانه‌ايست كه شريك ندارد ، اوّل است كه پيش از او چيزى نبوده ( ازلى و مبدا هر موجودى است ) و آخر است كه براى او حدّ و انتهائى نيست ( ابدى و منتهى اليه همهء موجودات است ) ( 2 ) وهمها به هيچ يك از صفات او نمى رسند ( درك نمى كنند ، زيرا او را صفت زائدهء بر ذات نيست تا وهم آن را دريافته وصف نمايد ) و دلها ( عقلها ) او را به كيفيّت و چگونگى تصديق نمى نمايند ( زيرا او را كيفيّتى نيست تا عقل آن را بيان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 202 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام