قسمت نهم خطبه
( 44 ) بندگان خدا ، كجا هستند كسانى كه خداوند به آنها عمر و زندگى عطاء فرمود و به نعمتهاى خود آنان را متنعّم نمود ، و آنچه بايد بدانند به آنها آموخت بطوريكه فهميدند ، و به آنان مهلت داد و ايشان در بازى و بيهودگى فرصت را از دست دادند ، و در تندرستى و رفاه بودند ( عطاهاى خدا را ) فراموش كردند آنها را مدّتى دراز مهلت دادند و بايشان احسان و نيكوئى كرده از عذاب دردناك ترسانيدندشان ، و به نعمتهاى بزرگ وعده داده شدند ( و آنان از خواب غفلت بيدار نگشتند ) ( 45 ) از گناهانى كه ( ارتكاب آنها ) هلاك و تباه مى سازد و از عيبهايى كه ( خدا را ) بغضب و خشم مى آورد دورى كنيد ( تا رستگار گرديد ) . ( 46 ) اى دارندگان ديدههاى بينا و گوشهاى شنوا و تن درست و كالاى دنيا ( مال و اولاد ) آيا هيچ جاى گريز يا رهائى يا پناه گاه يا تكيه گاه يا جاى فرار و باز گشتى ( از عذاب الهى ) هست يا نيست چگونه ( از فرمان خدا ) باز گشته به كجا باز گرديده بچه چيز فريفته مىشويد ( 47 ) بهرهء هر يك از شما از زمين باندازهء درازى و پهناى قامت او است با رخسار خاك آلوده ( آنگاه كه زير خاك پنهان گردد ، پس اين همه رنج و كوشش براى بدست آوردن خانهها و آباديها چه سودى دارد ) ( 48 ) اكنون اى بندگان خدا فرصت را غنيمت شمريد تا وقتى كه ريسمان ( مرگ ) رها است و گلوى شما را نگرفته و روح در بدن شما مى باشد در حينى كه موقع هدايت و رستگارى است و بدنها راحت و اجتماع فراوان و مهلت زندگانى و اراده و اختيار بر قرار و موقع توبه و بازگشت و مجال انجام حاجت و نيازمندى باقى است ، ( 49 )