نمى خواهد وامش را اداء كند بهانه پيش آرد و امروز و فردا گويد ، شما هم چون نمى خواهيد بجهاد برويد بهانههاى نادرست پيش آورده امروز و فردا مى گوئيد و بر اثر اين مسامحه خود را ذليل و خوار مى گردانيد و ) ( 4 ) ذليل و ترسنده نمى تواند از ظلم و ستمى ( كه بر او وارد مىشود ) مانع گردد ، و حقّ ( و آسايش براى هيچ قومى ) بدست نمى آيد مگر به تلاش و كوشش ( پس با اينكه در خانه نشسته بجهاد نمى رويد تا دشمن را مغلوب و سركوب گردانيد آسايش و آسودگى خواستن خطاء است ) ( 5 ) كدام خانه ( ديارى ) را بعد از خانهء خود ( از تصرّف و خرابى دشمن ) باز مى داريد ( در موقعى كه شما را از خانهايتان بيرون نمودند ) و با كدام امام و اميرى بعد از من بجهاد مى رويد ( كه دشمن را از خود دور نمائيد ) ( 6 ) سوگند به خدا فريب خورده كسى است كه شما او را فريب دادهايد ( زيرا شما امير خود را به نصرت و يارى وعده داده وقتى كه با دشمن روبرو شد از او پشت گردانيده براى كارزار بهانه پيش آوريد ) و كسى كه بكمك و همراهى شما رستگار شد ( به دشمن غلبه پيدا نمود ) سوگند به خدا ( مانند كسى است كه در تير اندازى با شرط ) رستگار شده به تيرى كه ( از همهء تيرهايى كه براى قمار تعيين شده ) بى نصيب تر ( پر خسارت تر ) است ، و كسى كه بكمك شما تير اندازد ( بجانب دشمن و بخواهد از ظلم و تعدّى او جلوگيرى نمايد ) پس به تير سر شكسته بى پيكان تير انداخته ( و چنين تيرى اگر به نشان هم برسد كارگر نخواهد بود و شما هم اگر به دشمن دست يابيد بر اثر ترس و بيمى كه داريد نمى توانيد از پيش روى او ممانعت نمائيد ) ( 7 ) سوگند به خدا صبح كردم در حالتى كه گفتار ( عهد و پيمان ) شما را باور ننموده به همراهى شما طمع ندارم ، و دشمن ( معاويه و اصحابش ) را به مساعدت شما بيم نمى دهم ( زيرا بى وفائى و بد قولى شما بر من و دشمن آشكار گرديده است ) ( 8 ) چگونه است حال شما ( كه هر چه شما را بجنگ با دشمن ترغيب ميكنم سهل انگارى مى نماييد ) چيست داروى درد شما ( تا آماده سازم ) بچه چيز علاج مى پذيريد ( تا چاره كنم ) دشمنان مردمانى هستند مانند شما ( چرا شما مانند آنها نيستيد و از آنان بدل خود خوف و ترس راه دادهايد ) ( 9 ) آيا مى گوئيد گفتارى را كه نمى دانيد و اعتقاد به آن نداريد ( براى رفتن بجهاد با يكديگر مى گوئيد : چنين و چنان خواهيم كرد در صورتى كه اصلا ارادهء جنگيدن با دشمن نداريد ) و آيا در دورى از معاصى غفلت داريد ( پس بيدار شويد ) آيا در غير حقّ طمع داريد ( در راه باطل و نافرمانى خدا و رسول و امام بر حقّ سودى تصوّر مى كنيد نه چنين است ، بلكه طمع نفع بردن از راه باطل و غفلت در معاصى و گفتار بدون علم و اعتقاد سبب بدبختى و بيچارگى در دنيا و آخرت است ) .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٠٤