تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
از فريب نقش نتوان خانه نقاش ديد * ورنة بىشك صانع با قدرتى در كار هست
133
از قيامت خبري مىشنوى * دستى از دور بر آتش دارى
184
اسم هر چيزى تو از دانا شنو * رمز سر علّم الأسماء شنو
160 ، 365
اگر از وسوسهء نفس وهوا دور شوى * بىشكى ره ببرى در حرم ديدارش
120 ، 324
اگر بيني كه نابينا وچاه است * اگر خاموش بنشينى گناه است
246
الاكل شئ ما خلال الله باطل * وكلّ نعيم لا محالة زائل
305 ، 357 ، 393
آنچه تو گنجش تو هم مىكنى * زين تو هم گنج را گم مىكنى
217
آن نگو كاندر أشارت نايدت * دم مزن كاندر عبارت نايدت
125
اى برادر تو همين انديشه‌اى * ما بقي تو استخوان وريشه‌اى
200
اى برده گمان كه صاحب تحقيقى * واندر صفت صدق ويقين صديقي . . .
330
اى برون از وهم وقال وقيل من * خاك بر فرق من وتمثيل من
228
اى بسا ظلمي كه بيني در جهان * خوى تو باشد در ايشان اى فلان
192
اى بسا مخلص كه نالد در دعا * تا رود دور خلوصش بر سما
254
اى جود تو سرمايهء سود همه كس * اى ظلّ وجود تو وجود همه كس
119
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران
152 ، 192
اى سايه مثال گاه بينش * پيش وجودت آفرينش
182