اشعار
آب اين جو شد مكرر چند بار * عكس ماه وعكس اختر برقرار
354
آسمان با اختران نغز ، خوش زيباستى * صورتي در زير دارد آنچه در بالاستى
229
آفتابى در هزاران آبگينه تافته * پس به رنگ هر يكى تأبى عيان انداخته
306
آفتابى كز وى اين عالم فروخت * اندكى گر پيش آمد جمعه سوخت
323
آنكه أو بوده است أمّه هاويه * هاويه آمد مر أو را زاويه
368
آهن چه آتش چه لب ببند * ريش تشبيه ومشبه را بخند
338
ابر وباد ومه وخورشيد وفلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى وبه غفلت نخورى
270
أتَزْعَمُ أنّك جرمٌ صَغيرٌ * وَفِيك انطوى العالَمُ الأكبر
218 ، 230
إذا لم يكن للمرء عين صحيحة * فلا غرو أن يرتاب والصبح مسفرٌ
302
آن آن جانب بود ايجاد وتكميل * وز اين جانب بود هر لحظه تبديل
354
از حضور أوليا گر بگسلى * تو هلاكى زان كه جز وى نه كلى
266
از خدا جوئيم توفيق أدب * بىادب محروم ماند از فيض رب
252