تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
نون . مخرجش كنارهء سر زبان است با كأم بالا ، اندكى فروتر از مخرج لام وزبان به كأم بچسبد . راء بىنقطه . مخرجش سر كناره زبان است با كأم بالا ، فروتر از مخرج نون ، وچسبندگى سر زبان با كأم در أداء اين حروف بسيار كم است واين سه حرف را ذلقى ولثوى گويند كه ذلق به معنى كناره ، ولثه گوشت بن دندان است . طاء ، تاء ، دال . مخرج اين سه حرف زبان است با بيخ‌هاى دندان‌هاى ثناياى بالا ، چنان كه سر زبان اندكى به كأم نزديك شود به ترتيب ، يعنى مخرج طاء بالاتر از مخرج تاء دو نقطه ، ومخرج تاء بالاتر از مخرج دال است ، واين حروف را نطعى نامند ونطع ، به ضم نون ، به معنى سقف دهن وشكن‌هاى كأم بالا است . زاء نقطه دار وسين وصاد بىنقطه . مخرج اين سه حرف دندان‌هاى ثناياى زيرين است ، چنان كه سر زبان به ثنايا بچسبد وقدر كمي ، در موقع أداء حرف فاصله بماند به ترتيب ، يعنى زاء نزديك‌تر به بيخ ثنايا است از سين ، وسين از صاد واين حروف را اسلى گويند ، واسله باريكى سر زبان است . ظاء نقطه دار وذال نقطه دار وثاء سه نقطه . مخرج اين سه حرف تيزى سر زبان است با تيزى سر ثناياى بالا بترتيب ، يعنى ظاء بالاتر از ذال ، وذال بالاتر از ثاء است واين حروف را نيز ذلقى گويند ، وذلق به معنى تيزى هر چيزى هم هست ومراد در اينجا تيزى سر زبان است . 3 . واما لب ، مخرج چهار حروف است : فاء . مخرجش سر ثناياى زيرين است با اندرون لب . باء . از ترى لب وداخل لب به طرف دهن ظاهر شود . ميم . از بيرون ومخرج پاء فارسي قدرى بعد از مخرج باء است . واو . در صورتي كه حرف مدّ نباشد ، مخرجش ميان دو لب است ، به طورى كه لب‌ها به يكديگر نرسند ونچسبند ، واين حروف را شفوى گويند كه شفه به معناى لب است . واما حروف مدّ ، يعنى الف ما قبل مفتوح وواو ساكن ما قبل مضموم وياء ساكن ما قبل مكسور كه بعد از آن‌ها همزه يا سكون باشد ، از فضاى هواي دهان خارج شوند .