وكلّيّه ادغام در هر جا كه باشد ، از لحاظ تخفيف است ، كه چنان چه دو حرفى كه از يك جنس باشند يا نزديك به يكديگر باشند در مخرج ، اگر ادغام نشوند زبان برمىگردد به اظهار همان حرفى كه بلافاصله أداء نموده يا نزديك به آن در مخرج ، ودو مرتبه بلند شدن زبان از يك مخرج يا نزديك به آن ثقيل است ، ليكن چنانچه متقاربين در دو كلمه باشند ، مثل :
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً
، طريق احتياط اين است يك مرتبه بدون ادغام بخوانند ، يك مرتبه هم با ادغام ؛ از اين جهت كه احراز صحت قرائت را بر هر تقدير كرده باشد ؛ چون نقل قول به وجوب ادغام از علماى اعلام در مقام شده است ، ليكن آنچه مسلّم است كه عرب بدون ادغام تلفّظ به آن نمىكند لام تعريف است در حروف چهاردهگانه كه حروف شمسيه نامند ، يعنى تاء وثاء ودال وذال وراء وزاء وسين وشين وصاد وضاد وطاء وظاء ولام ونون .
پس چنانچه نمازگزار رعايت آنچه لازم است ، ننمايد ؛ مثل آن كه لام ضالّين را ادغام نكند ويا حرفى را از غير مخرجش ادا نمايد ، چنان كه ضاد را ظاء بگويد ، يا همزهء قطع را به وصل بخواند ، يا به حركت بنائي مثل كسره هؤلاء يا فتحه هو يا اعرابى مثل رفع الحمد للّه يا سكون لازمى اخلال نمايد ، نمازش باطل است .
واما باقي چيزهايى را كه علماء تجويد آن را ذكر نمودهاند ؛ از قبيل اماله يعنى ميل دادن الف را به ياء زماني كه بعد از آن الف كسره باشد مثل مالك ، يا اشباع يعنى بدل نمودن ضمّه را به واو در مثل عطاؤنا ، وتفخيم يعنى گران ادا كردن لام اللّه را مثلا در وقتي كه پيش از آن فتحه باشد مثل اللّه أكبر ، وترقيق يعنى نازك ادا نمودن لام را زماني كه پيش از آن كسره باشد مثل با للّه ، وأمثال اين مذكورات از محسّنات ، رعايت آنها لازم نيست ، بلكه اگر مخالف با مرسوم در قرآنهاى موجوده متداوله است ويا خارج از طور سخن كردن عربهاى فصيح باشد ، تركش لازم است ، وچه نيكو فرموده است علامه انصارى - أعلى اللّه مقامه - در كتاب صلاة وترجمهء كلامش اين است : آنچه محقق است پس از ثابت نبودن تواتر قرائت قاريان هفتگانه با موافقت جماعتى از علمايى كه قبلا ذكر نموديم ، اين است كه واجب است منوط ومربوط بدانيم حكم قرآن را از جهت جواز طور قرائت در نماز واستناد استفاده در احكام شرعيه ، بر آنچه موجود در قرآنهاى موجود در دست مردم است ، يا آنچه ثابت شود كه قرائتى بوده