تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
تبليغ حقّ ( چنان چه سيرهء پيغمبران بر آن جارى بوده ) مهاجرت نمودند واز زادگاه ومقرّ ومنزلشان مسافرت كردند وسر به بيابان گذارده وبراي اين كه از گزند أشرار ومنافقين زمان وآن سرزمين محفوظ وبتوانند خداوند يگانه را آزادانه پرستش نمايند ، مبادرت به مهاجرت واز ترس آن دژخيمان در شكاف كوه مأوى ومنزل نمودند وبه خداوند پناهنده شدند وخداوند آنان را به نحو شگفت‌آور ، در كنف حمايت وظلّ عنايت خود حفظ نمود . وبعضي را عقيدة بر اين است كه اين جماعت از أبناء ملوك روم وبه مذهب نصرانيت بوده ودر زمان فترت بين حضرت مسيح وحضرت خاتم النبيّين وبه عهد سلطنت دقيانوس كه بت‌پرست يا مجوس بوده ، زندگى مىكردند . وبعضي ديگر گفته‌اند : اين واقعه قبل از بعثت حضرت عيسى - على نبيّنا وآله وعليه السلام - بوده است . گفتار ومقاله اين دسته از جوانان با ايمان ودريافتگان حقيقت اين بوده كه خداوند پروردگار ما همانا پديدآورنده جهان وجود وما مثل ساير كائنات ، همه در كنار يك ديگر مخلوق وهمانند سائر موجودات ارضيه وسماوية ، به قدرت كامله إلهية خلق ومتكوّن شديم وبه حفظ وقوّه أو باقي وموجوديم وساير مخلوقات هم مانند مايند ، توان وقدرت خلّاقيت ندارند كه يكى خالق وديگرى مخلوق أو باشد . بلى ، در مسير عالم خلقت مراتبى محقق كه نزد أهل تحقيق مسلم ومبرهن است ، چه اين كه فيض وجود تا در مراتب عاليه وموجودات نورية وعقول قادسه وأرواح لطيفهء شريفهء كروبيين وفرشتگان مأمورين نظم عوالم علوي وسفلى وارد نگردد واز آن عالم سير ننمايد ، به عالم أجسام وجسمانيات نازل نشوند ؛ زيرا سنة اللّه بر اين جارى وبديهت عقل حاكم به بطلان طفره است ، يعنى تا ملائكهء مقربين به خلعت وجود مخلّع نگردند وآسمان‌ها وفضا وهوا مخلوق نگردد ، بلاواسطه استعداد شمول فيض خلقت براي هويات نازله وهيولويات سافله نباشد ، مثلا اگر هوا نباشد ، آتش كه يكى از عناصر مهمّه مىباشد ، موجود نشود كه آتش در خلاء ومكاني كه هوا نيست وجود نيايد ، زيرا مادّه‌اى كه منقلب با آتش مىگردد ، هيولاى هواست كه در صورت تماميت فاعل ، ناريت متحقّق ونورانيت متحصّل مىشود . لذا چنان چه شعله برافروخته را در قعر چاهى كه هوا ندارد ، ببرند فورا خاموش مىشود ، ونيز چنان چه هوا ونور نباشد ، از خاك وآب چيزى عمل