عيسى بوده ، نيست ؛ چون ألفاظ وعبارات آن كتابها معجز نبوده ، مطالب آن كتابها بر آن پيغمبران وحى مىشده . پس آن أنبياء به ألفاظ وعبارات خودشان آن مطالب را به شاگردان وامّتهاى خودشان بيان مىفرمودند .
واما قرآن كلام الهى است كه به واسطهء جبرائيل ، نازل بر قلب محمّد صلّى اللّه عليه وآله گرديده ، وچون دين وشريعت محمّد صلّى اللّه عليه وآله تا روز قيامت باقي است ، اين قرآن هم معجزه باقيه تا قيامت است ، ويك مجموعهء از گلهاى معنوية است كه هر چند در زبانها دور زند وگردش نمايد ، كهنه وخزان نگردد .
گرچه قرآن از لب پيغمبر است * هر كه گويد حق نگفت أو كافر است
پس بيائيد از سوء عاقبت اين رفتار بد جاهلانه وعادات شوم متكبرانهء خودتان بترسيد وايمان به خداوند يگانه آفريننده ومالك حقيقي كلّيّهء موجودات مستقلهء عالم ، ورسالت رسول محترم ما ، حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله بياوريد ؛ تا از عذابهاى سخت طاقتفرساى آتش جهنم رهائى يابيد كه بدنهاى مردم با سنگهاى گيرانندهء آن آتشها سوخته مىشود وآن سنگهاى برشته به آن آتشها ، البتة سبب تألّمات بيشترى خواهد بود ، وآن آتشها مهيّا وفرآهم شده به جهت عذاب كافر به خدا ورسول ومنكر قيامت ومردمان ظالمين ، يعنى كساني كه از روى كبر وبىاعتنائى به دين وايمان به خدا وپيمبران وبزرگان دين ، ايمان نياوردند وبر خلق خداوند ظلم وستم روا داشتند ، به واسطهء برترى بر ديگران از جهت ثروت يا قوّت وشوكت ويا مساعدت وطرفدارى عشيره وأقوام يا همكاران ، ودست تعدّى وتطاول بر مال وجان مظلومان دراز نمودند واز انتقام منتقم حقيقي غفلت ورزيدند .
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ
« 1 » ، يعنى شيطان وحبّ دنيا بر آنان غلبه كرد وياد خدا را از ياد آنها برد .
ظلم يك آتش باطني است كه ناشى از نفس آتش خوى پليدى است وپس از مرگ كه در عالم برزخ ، حقايق ظهور يابد ، شعلهها وزبانههاى آن ظاهر گردد .
چون ز ظلم آتش تو در دلها زدى * مايهء نار جهنم آمدى
چون ز دستت ظلم بر مظلوم رست * آن درختى شد از آن زقّوم رست
هامش
( 1 ) . مجادله ( 58 ) آيهء 13 .