آن سخنهاى چو مار وكژدمت * مار وكژدم گشت ومىگيرد دمت
اين است كه در قرآن فرموده
وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
« 1 »
تمايل واظهار مساعدت واعتماد به أقوال وعهدهاى ظالمين ننمائيد كه با آن گستاخان بر ستمكارىهاى آنها شركت خواهيد نمود وبه آتش آنها مىسوزيد ، ظالمين گرگهائى باشند در لباس ميش وگاوهاى شاخ زنى هستند در صورت آدمي .
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران
ظلم مستور است در اسرار جان * مىنهد ظالم به پيش اين وآن
كه ببينيدم كه دارم شاخها * گاو دوزخ را ببينيد از ملا
پيدايش پليدى باطن ظالم اختصاص به عالم برزخ وقيامت ندارد ، براي مردمان خردمند در دنيا هم پوشيده نيست .
پس همين جا دست وپايت در گزند * بر ضمير تو گواهى مىدهند
نفس تو هر دم بر آرد صد شرار * كه ببينيدم منم أصحاب نار
جزء نارم سوى كلّ خود روم * من نه نورم تا سوى جنّت شوم
بلكه ظالم هم گاهى مورد ظلم ديگران مىشود ، آن هم از انعكاس ظلمي بوده كه از خودش به مردم شده .
اى بسا ظلمي كه بيني در جهان * خوى تو باشد در ايشان اى فلان
اندر ايشان تافته هستى تو * آن نفاق وظلم وبد مستى تو
اين توئى كان زخم بر خود ميزنى * بر خود آن دم تار لعنت مىتنى
ودر قبال اين ظالمين ، خوشا به حال مردمان نيك سرشت پاك طينت خداشناس با گذشت با عطوفت وبا ترحّم به زيردستان ، ومهربان با خويشان وآشنايان كه خداوند وانتقامش را از ظالمين ، والطاف بىپايانش را نسبت به صالحين در هيچ حالي از ياد نبرند وتا توانند در اصلاح كار خلق وگرفتاران كوشش نمايند .
اين مردم به واسطهء ايمان كامل به خداوند واخلاق نيك ، هم سنخ با فرشتگان ومحشور با
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 113 .