تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
باشند ونمايش وآينه آن وجود حقيقي محيطند ، پس شهود ذات خود كه مىفرمايد : شهود أصل تمام آن وجودات را به ذات خود فرموده است ، لكن دانسته شود كه نمايش بودن موجودات از جهت وجود آن‌هاست ، با قطع نظر از حدود وماهيات كه هر وجودي دلالت بر وجود وقدرت وعلم واراده أزلية دارد واما ماهيات وآثار ولوازم آن‌ها مثل جسم وقواى جسمانية انساني واكل وشرب ونوم وسائر حالات وى ، به هيچ وجه مرآتيت ونمايش از آن ذات مقدس ندارد وأجنبي از آن ذات وكمالات ذاتية إلهية است . وبه بيان ديگر ، در اثبات علم ذاتي كمالى الهى گوييم : هر معلولي تا در مرتبه اقتضاء علت خود كه جامع تمام جهات اقتضائيه وجود آن معلول است ، متعيّن نگردد ، از وى صادر نشود وگرنه صدور آن معلول به خصوص غير معلولي ديگر ، ترجيح بلا مرجّح ومحال است ؛ مثلا انسان كلامي را كه مىگويد ، تا در مرتبهء قدرت واراده متكلم خصوص آن كلام متعيّن نشود ، صادر نگردد . پس كلّيّهء وجودات مفاضه على الترتيب در مرتبهء قدرت أزلية كه عين ذات است ، به طورى كه مناسب وحدت وبساطت ذات مقدس است ، مطوىّ ومنطوى است .
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 1 » ، چنان چه وجود حركت قلم نويسنده در مرتبهء قدرت أو مطوىّ ومنطوى است وبديهي است كه اين وجود حركت صادر از نويسنده كه قائم به قلم مخصوص است ، به اين خصوصيت در مرتبهء قدرت نويسنده نيست ، بلكه از جهت صدورش از قدرت نويسنده وبه وجود جمعى بسيط محيط وطورى كه مناسب مقام قدرت نويسنده است ، متحقّق در مرتبهء قدرت آن است واين بيان به وجه تنظير ونزديك كردن مقصود به فهم است وميان مثال وممثّل فرق بزرگى است ودرك واقع ، مطالبى كه ادراك آن‌ها به شهود قلبي است ، بر حسب استعداد هر كس به نور فائض از حضرت خداوند منّان است واين بيانات به توفيق الهى ممدّ ومهيّج أشواق است . واللّه يهدي من يشاء إلى صراط مستقيم . واما اين كه ذات پروردگار عين قدرت است ، بيانش اين است كه قدرت اقتدار بر ايجاد واعطاء وجود است وچون ذات فيّاض خداوندى مشرق هر نور وجودي است ، پس ذات مقدّسش عين قدرت بر هر وجود وموجود است . واما عينيّت ارادهء أزلية با ذات قديم حضرت حقّ متعال ، به اين جهت است كه چون ذات
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 104 .