تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
تا اينكه از دنيا مفارقت نمايد ( انسان بچه چيز دنيا دل مى بندد در حالتى كه مرگ گريبان او را خواهد گرفت و راه فرار ندارد ) ( 4 ) پس به عزّت و ارجمندى دنيا و فخر كردن در آن دل نبنديد و به زيور و نعمت آن فريفته نگشته خوشحال نشويد ، و از سختى و رنج آن فغان و زارى نكنيد ، زيرا ارجمندى در دنيا و فخر كردن به آن از ميان مى رود ، و زيور و نعمت آن فانى مى گردد ، و سختى و رنج آن تمام مىشود ، و هر مدّت و زمانى در آن ( چه خوش گذرد چه بد ) پايان خواهد داشت ، و هر زنده‌اى در آن نابود خواهد شد ( مى ميرد ، پس خردمند كسى است كه به دنيائى كه همه چيز آن موقّتى است دل نبندد ) 5 آيا در آثار پيشينيان ( كه باقى مانده است ) چيزى نيست كه شما را ( از كارهاى ناپسنديده ) باز دارد ، و آيا در گذشتن پدران شما ( كه مرده و اثرى از آنها باقى نمانده ) عبرت و پندى نيست ، اگر تعقّل و انديشه نمائيد آيا نديديد كه گذشتگان از شما باز نمى گردند ، و جانشين هاى آنها كه زنده هستند باقى نمى مانند ( 6 ) آيا اهل دنيا را بر حالات گوناگون نمى بينيد كه روز را بشب رسانده شب را صبح مى نمايند پس يكى مرده است كه بر او مى گريند ، و ديگرى را ( در مصيبت مرده ) تسليت مى دهند ، و ديگرى بيمارى است بر روى زمين افتاده ( و به درد ) گرفتار ، و ديگرى به عيادت بيمار مى رود ، و ديگرى در حال جان دادن است ، و يكى خواهان دنيا است و مرگ در پى او است ، و ديگرى ( از حساب و پرسش روز رستخيز ) غافل و بى خبر است و خدا از او غافل نيست ، و بر اثر گذشته باقى مانده هم مى گذرد ( چنان كه پيشينيان دنيا را بدرود گفتند ديگران هم مى ميرند ) . ( 7 ) آگاه باشيد در هنگام شتاب بانجام كارهاى زشت مرگ را به ياد آوريد كه لذّتها و خوشيها را ويران مىكند و عيشها را بهم مى زند و آرزوها را قطع مى نمايد ، ( 8 ) و از خداوند يارى طلبيد ( توفيق بخواهيد به آماده بودن ) براى بجا آوردن حقّ واجب او ( طاعات و عبادات ) و ( شكر و سپاس از ) بسيارى نعمتها و احسان و نيكوئيهايش كه بشمار در نيايد .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 294 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام