تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
و عورتشان را ( چيزى كه نبايد دشمن بر آن آگاه شود ) بپوشاند ، ( 2 ) و آن خداوندى كه آنها را يارى كرد در زمانيكه اندك بودند و نمى توانستند ( از دشمن ) انتقام بكشند ، و آنها را از مغلوب شدن بازداشت در حالتى كه كم بودند و توانائى دفاع ( از خود ) نداشتند ( خداوندى كه در صدر اسلام مسلمانان را با اينكه مانند امروز داراى جمعيّت بيشمار و قدرت و توانائى نبودند يارى كرد ، اكنون هم يارى خواهد فرمود ، زيرا ) زنده است و هرگز نمى ميرد ( پس در كارزار حاضر مشو ، زيرا ) ( 3 ) تو خود اگر بسوى اين دشمن ( قيصر روم و لشگريانش ) روانه شوى و در ملاقات با ايشان ( پس از زد و خورد ) مغلوب گردى براى مسلمانان شهرهاى دور دست و سر حدّها پناهى نمى ماند ، بعد از تو مرجعى نيست كه ( براى جلوگيرى از فتنه و فساد ) به آنجا مراجعه نمايند ، ( 4 ) پس ( مصلحت در اينست كه تو در اينجا بمانى و بجاى خود ) مرد جنگ ديده و دليرى بسوى ايشان بفرست ، و به همراهى او روانه كن كسانى را كه طاقت بلاء و سختى جنگ داشته و پند و اندرز را بپذيرند ، پس اگر خداوند ( او را ) غالب گردانيد همان است كه ميل دارى و اگر واقعهء ديگرى پيش آيد تو يار و پناه مسلمانان خواهى بود ( مى توانى دوباره لشگرى فراهم ساخته بجنگ ايشان بفرستى ) .