و مدّت مهمانيتان اندك و وامتان عمل ( عبادت و بندگى ) است كه ( نزد نويسندگان ) محفوظ است ، ( 2 ) پس چه بسيار كوشندهء در عملى است كه ( آن را ) ضائع مىكند ( مانند رئاء كاران ) و چه بسيار رنج برندهاى است كه ( از آن ) زيان مى برد ( چون خوارج و نواصب ) ( 3 ) و شما در روزگارى واقع شدهايد كه خير و نيكوئى به آن پشت كرده و شرّ و بدى به آن رو آورده و شيطان بهلاك و تباه نمودن مردم طمع دارد ، پس اكنون هنگامى است كه اسباب كار او قوّت گرفته و مكر و حيلهاش به همه جا راه يافته شكار كردنش آسان شده است . ( 4 ) بمردم هر جا كه خواهى درست نظر كن ، آيا هيچ مى بينى مگر فقيرى كه از فقر و درويشى رنج مى برد ( شكيبائى ندارد و به آنچه خدا خواسته راضى نيست ) يا ثروتمندى كه شكر نعمت خدا بجا نياورده كفران مىكند ، يا بخيلى كه براى زياد كردن دارائى بمال خدا بخل مى ورزد ، يا متمرّد و سركشى كه گويا گوش او براى شنيدن پند و اندرزها سنگين است ( 5 ) كجايند نيكان و شايستگان شما و آزاد مردان و كرم دارانتان ، و كجايند پرهيزكاران در داد و ستد و پاكان در كردارشان آيا همگى از اين دنياى پست و سراى رنج و بدبختى با شتاب كوچ نكردند ( 6 ) و آيا جانشين شدهايد شما در ميان مردم نخالهء بد كه از جهت پستى و بى لياقتى و سزاوار نبودن ذكر نام ايشان دو لب در توبيخ و سرزنش آنان روى هم نمى افتد ( شما كه جانشين آن نيكان هستيد به قدرى رذل و پست مى باشيد كه براى نبردن نامتان مذمّت از شما هم سزاوار نيست ) پس ( در اين مصيبت بايد بگوئيم : ) إِنّا للِهِّ وَ إِنّا إلِيَهِْ راجِعُونَ يعنى ما همه بندگان خدا و مملوك او هستيم و بسوى حكم و فرمان او باز مى گرديم : ( 7 ) فساد و تباهكارى نمايان شده است ( معروف منكر و منكر معروف گرديده ) پس نيست شخصى كه آن را تغيير دهد ، و نه منع كنندهاى كه از آن نهى نمايد ( امر بمعروف و نهى از منكر نمى كنيد و ) با اين رويهّ مى خواهيد در بهشت در جوار رحمت خدا و از ارجمندترين دوستان او باشيد ( 8 ) چه دور و نادرست است انديشهء شما خدا را براى رفتن ببهشت او ( با كردار زشت و گفتن اينكه رحيم و كريم و آمرزنده است ) نمى توان فريب داد ، و رضاء و خوشنودى او بدست نمى آيد مگر
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 402
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٠٢