تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
شام بود رفتار ابى ذرّ را به او خبر فرستاد ، عثمان نوشت به رسيدن نامهء من او را بر شتر برهنه‌اى سوار كرده به مدينه باز بفرست ، معاويه او را بر شتر بى جهازى سوار كرده روانه نمود و تا به مدينه رسيد پوست و گوشت رانهاى او سائيده شد ، و او مردى بود ضعيف و لاغر و بلند بالا داراى موى سر و محاسن سفيد ، چون چشم عثمان به او افتاد گفت : اى جنيدب خدا ترا بنعمت خود شاد مگرداند ، ابو ذرّ گفت : اسم مرا نمى دانى ، من جندب نام داشتم ولى پيغمبر اكرم مرا عبد اللّه ناميد و آن را اختيار نمودم ، عثمان آنچه كه از او در بارهء خود شنيده بود اظهار داشت ، ابو ذرّ آنچه نگفته گفت من نگفته‌ام ، و ليكن از رسول خدا شنيدم كه چون طايفهء شما بنى اميهّ بسى مرد برسد مال خدا را براى خود اختيار كرده و بندگان او را خوار و دينش را تباه گردانند ، پس از آن خدا بندگانش را از دست ايشان برهاند ، عثمان از حضّار مجلس پرسيد شما اين سخن را از پيغمبر شنيده‌ايد گفتند نه ، گفت اى جندب واى بر تو به رسول خدا دروغ مى بندى گفت من دروغگو نيستم ، پس كسى را به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام فرستاد آن حضرت تشريف آورد از آن بزرگوار پرسيد چنين حديثى شنيده‌اى ، حضرت فرمود نشنيده‌ام و ليكن ابوذرّ راستگو است ، گفت از چه راه راستگو است ، فرمود از آن جهت كه از رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدم كه فرمود : ما أظلّت الخضراء و لا أقلّت الغبراء على ذى لهجة أصدق من أبى ذرّ الغفارىّ يعنى آسمان سايه نينداخت و زمين بر نداشت صاحب لهجه‌اى راستگوتر از ابى ذرّ غفارىّ ، پس حضّارى كه از اصحاب پيغمبر بودند گفتند ما اين سخن را از پيغمبر شنيده‌ايم ابوذرّ راستگو است ، عثمان رو به حضّار كرده گفت چه مى گوئيد در بارهء اين شيخ كه تفرقه و جدائى ميان مسلمانان انداخته ، آيا او را بزنم يا حبس كنم يا بكشم يا از مدينه بيرون نمايم امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى عثمان من به تو مى گويم آنچه مؤمن آل فرعون در بارهء موسى بفرعون مى گفت « در قرآن كريم س 40 ى 28 » وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إيِمانهَُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ يعنى اگر دروغگو است كيفر دروغ گفتنش بر او است و اگر راست مى گويد پاره اى از آنچه را كه خبر مىدهد بشما مى رسد ، زيرا خدا هدايت نمى كند و رسوا مى نمايد كسى را كه افراط كرده بسيار دروغ گويد ، عثمان بعد از شنيدن اين سخن