تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
121 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است براى خوارج نهروان فرموده موقعى كه به لشگرگاه ايشان تشريف برد براى آنكه آنها حكومت حكمين را انكار كرده و بر اين گفته ايستادگى داشتند ( و مهيّاى جنگ با معاويه و لشگر شام بودند ) ( 1 ) پس امام عليه السّلام فرمود : آيا همهء شما با ما در جنگ صفّين حاضر بوديد گفتند : بعضى از ما حاضر بوده و برخى هم نبوديم ، ( 2 ) فرمود : دو دسته شويد كسانى كه در صفّين حاضر بودند در يك جرگه و كسانى كه حاضر نبوده‌اند در جرگهء ديگر تا بر هر دسته به اقتضاى گفتارش سخن بگويم ، ( 3 ) پس فرياد كنان بمردم فرمود از سخن گفتن خوددارى كرده براى ( شنيدن ) گفتارم خاموش گرديد ، و دلهاتان را به من متوجهّ نمائيد ، و هر كه را براى گواهى بخواهم طبق علم و اطّلاعش در آن باب سخن گويد ، ( 4 ) بعد از آن امام عليه السّلام با ايشان سخنان بسيار فرمود از جمله : آيا هنگاميكه اهل شام از روى حيله و ريو و مكر و فريب قرآنها بر سر نيزه‌ها زدند نگفتيد كه ايشان برادران ما بوده مانند ما مسلمانند ، فسخ محاربه و خاتمه دادن بجنگ از ما مى طلبند و رو به قرآن آورده راحتى و آسايش را درخواست نموده‌اند و مصلحت آنست كه در خواستشان را پذيرفته غمّ و اندوهشان را بر طرف نماييم ( 5 ) پس بشما گفتم : اين كار اهل شام ( كه بوسيلهء