تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
زندگى جاويد كشته شدن در راه حقّ را مى دانستند ) و از مرگ كشته شده‌ها تسليت نمى خواستند ( اگر مى گفتند فلان در جنگ كشته شد اندوهگين نمى شدند تا دلداريشان دهند ، زيرا كشته شدن در راه خدا را سعادت ابدى مى دانستند ) چشمشان از گريهء ( خوف خدا ) سفيد شد ، و شكمشان از روزه لاغر ، و لبشان از دعاء خشكيد ، و رنگشان از بيدارى زرد گشت ، و بر روهاشان غبار ( آثار ) فروتنان بود ، ( 7 ) آنان برادران ( ايمانى و ياران ) من بودند كه رفتند ، پس سزاوار است تشنهء ( ملاقات ) ايشان بوده از فراق و دوريشان دستها بگزيم ( چون مانند آنها در ميان شما يافت نمى شود ) . ( 8 ) شيطان راههاى ( ضلالت و گمراهى ) خود را براى شما آسان مى گرداند ، و مى خواهد با گشودن گره از پى گره استوارى دين شما را سست گرداند ( تا در نتيجه دست از حقائق برداشته كافر شويد ) و بعوض جماعت و اتّحاد تفرقه و جدائى و بر اثر تفرقه و جدائى فتنه و فساد در شما توليد نمايد ، ( 9 ) پس از وسوسه‌ها و افسونهاى او رو گردانيد ( فريب نخورده به دستورش رفتار ننمائيد ) و از كسى كه ( امام عليه السّلام ) پند و اندرز را هديهّ و ارمغان بشما مىدهد قبول كنيد و آن را حفظ نمائيد ( بپذيريد و رفتار كنيد تا در دنيا و آخرت سعادتمند شويد ) .