تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
يكى از برادرانش خوف و ترس را مشاهده نمود ، بايد بسبب برترى و دليرى كه خداوند به او عطاء فرموده دشمن را از برادرش دفع نمايد همانطور كه از خود دفع مى نمايد ، پس ( نگويد به من چه هر كس بايد از خود دفاع نمايد و بر ترسناك سزاوار است دشمن مسلّط گردد ، زيرا ) اگر خواست خدا بود او را هم ( شجاع و نترس ) مانند او قرار مى داد ( پس چون او را دلير فرموده به شكرانهء اين نعمت عظمى بايد به وظيفهء خود يعنى جلوگيرى از هجوم دشمن بر شخص ناتوان و ترسنده قيام كند ، و به كشته شدن در اين راه اهمّيّت ندهد ، زيرا ) ( 2 ) مرگ با شتاب طلب كننده است ( همه را دريابد ) ايستنده ( دليرى كه از ترس كشته شدن در چنين وقتى از برادر خود دفاع نمى نمايد ) از چنگش بيرون نرفته ، و گريزان از آن آن را عاجز و ناتوان نمى گرداند ( و چون فرار و رهائى از آن ميسّر نيست ) ( 3 ) گراميترين مرگ كشته شدن است ( زيرا باعث بقاى نام نيك در دنيا و ثواب در آخرت است ) سوگند به آن كه جان پسر ابو طالب بدست او است هزار ضربت شمشير بر من آسانتر است از جان دادن بر بسترى كه در غير طاعت خدا باشد ( زيرا درد شمشير الم دنيوىّ است كه زائل مى گردد ، ولى مردن بر چنين بسترى عذاب هميشگى در پى خواهد داشت ) .
123 - از سخنان آن حضرت عليه السلام است ( در توبيخ و سرزنش اصحاب خود ) : ( 1 ) مانند آنست كه مى بينم شما را ( هنگام بهم ريختن براى فرار از جنگ ) سر و صدا راه مى اندازيد ( غوغاء و هياهو مى نماييد ) مانند صداى پوست سوسمارها در وقتى كه ( در راه ) بهم ماليده ميشوند ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 381 | خطب الإمام علي ( ع ) / فيض الاسلام