تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
شما مداوا كنم ( فتح و فيروزى بدست آرم ) و حال آنكه شما خود درد و بيمارى من مى باشيد ( موجب شكست من هستيد ) مانند كسى هستم كه مى خواهد بوسيلهء خار از پا خار بيرون آورد و حال آنكه ميداند ميل خار با خار است ( اين جمله ضرب المثل است ، و استعمال آن در موقعى است كه شخص كمك و يارى از كسى درخواست نمايد كه رغبت و ميل او با دشمن باشد ، و اصل مثل اينست : لا تنقش الشّوكة بالشّوكة فإنّ ضلعها معها يعنى خار را بوسيلهء خار بيرون نياور ، زيرا ميل خار با خار است . در اينجا امام عليه السّلام از بسيارى رنجش از اصحابش به خداوند سبحان شكايت نموده و از خدمات رؤساى دين مانند حمزه و جعفر و سلمان و ابو ذرّ و مقداد و عمّار و اوصاف پسنديدهء آنها ياد آورى فرموده و از نبودنشان براى كمك و يارى تأسّف خورده و در خاتمه پند و اندرز داده مى فرمايد : ) ( 4 ) بار خدايا طبيبان اين درد بى درمان ملول گشتند ، و كشندگان آب از چاهها با ريسمانها خسته و ناتوان شدند ( ما را به اميدى به هدايت و رستگارى اين قوم نيست ، تو خود علاج فرما ) ( 5 ) كجايند گروهى كه به اسلام خوانده شده آن را پذيرفتند ، و قرآن را خوانده آن را محكم و استوار ساختند ( طبق آن عمل كردند ) و بجهاد انگيخته شدند ( آن را تشويق نمودند ) پس ( به رفتن كارزار و جنگ با دشمن ) شيفته گرديدند مانند شيفتگى شترها به اولادشان ( زمانيكه آنها را از هم جدا ميكنند ) و شمشيرها را از غلاف بيرون كشيده اطراف زمين ( كارزار ) را دسته دسته و صفّ صفّ فرا گرفتند ( دشمن را محاصره نمودند ، و اين فتح و فيروزى مسلمانان بدست نيامد مگر وقتى كه ) بعضى هلاك گشتند ( كشته شدند ، مانند عبيدة ابن حارث در جنگ بدر و حمزة ابن عبد المطّلب در جنگ احد و جعفر ابن ابى طالب كه در جنگ موته شهيد گرديدند ) و بعضى به سلامت ماندند ( مانند امام عليه السّلام ، چنان كه در قرآن كريم س 33 ى 23 مى فرمايد : مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نحَبْهَُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ، وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا يعنى از مؤمنين مردانى هستند كه بر آنچه با خدا عهد و پيمان بستند راست گفتند ، پس بعضى از ايشان « با كفّار و منافقين » جنگيده شهادت را دريافتند و برخى كشته شدن را انتظار مى برند و ايشان عهد و پيمان را تبديل ننموده از ايستادگى دست بر نداشتند ) ( 6 ) از بقاء زنده‌ها ( كه در جنگ كشته نشده بودند ) شاد نمى شدند ( اگر مى گفتند فلان در كارزار رهائى يافته كشته نشد شاد نمى گشتند ، زيرا