به زودى از او زائل مى گردد ، ( 9 ) چه بسيار است كسى كه به دنيا اعتماد و دلبستگى داشته و دنيا او را دردمند مى سازد ، و چه بسيار است كسى كه به دنيا اطمينان داشته و دنيا او را بر خاك مى اندازد ، و چه بسيار است كسى كه داراى مرتبهء بزرگ بوده و دنيا او را كوچك و پست مى گرداند ، و چه بسيار است كسى كه داراى افتخار و خود خواهى است دنيا او را ذليل و خوار مى نمايد ، ( 10 ) سلطنت و رياست دنيا گردنده است ( گاه اين را باشد و گاه آن را ) و خوشگذرانى آن تيره ( با كدورت ) است و آب پاكيزه آن ( كه دنيا پرستان را گوارا است ، نزد مردم دانا و بينا ) شور و ناگوار است ، و شيرينى آن مانند شيرهء درخت بسيار تلخ است ، و طعام آن زهرهايى است كشنده و وسائل آن ( چيزهائى كه به آن دلبستگى دارند ) مانند ريسمانهاى پوسيده و تكه تكه شده است ، ( 11 ) زندهء آن به سمت مرگ و تندرست آن بسوى بيمارى رهسپار است ،
پادشاهى آن از دست رفته و ارجمند آن زير دست ، و ثروتمند آن به نكبت رسيده ، و همسايهء آن ( ساكن دنيا ) مالش غارت گشته است .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٤٤